انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
تفسیر دیگر اینکه قضا و قدر حتمی آن است که از طرف خداوند تأکید و ایجاب شده است که حتما باید واقع شود و حتما هم واقع خواهد شد ، ولی قضا و قدر غیر حتمی آن است که اراده خداوند نسبت به او بیطرف و بیتفاوت است و یا بیتفاوت نیست اما الزام و ایجابی هم در کار نیست ، همان طور که احکام تکلیفی از این قبیل است : گاهی یک چیز از طرف آمر و مقنن حتم و ایجاب میشود ( وجوب ) و گاهی آمر و مقنن نسبت به چیزی بیطرف است ، از نظر او تفاوتی نیست که آن کار صورت بگیرد یا صورت نگیرد ( اباحه ) و گاهی آمر طرف وقوع یا عدم وقوع را ترجیح میدهد ، اما الزام و ایجاب نمیکند ( استحباب یا کراهت ) . در امور تکوینی نیز همین طور است ، گاهی ایجاب و الزام است و آن قضا و قدر حتمی است ، و گاهی بیطرف است و یا آنکه یک طرف ( وقوع یا عدم وقوع ) ترجیح دارد اما الزام و ایجابی در کار نیست و آن قضا و قدر غیر حتمی است . این تفسیر ، غیر علمیترین تفسیر این مطلب است . این نفی قضا و قدر است ، زیرا محال است که اراده حق نسبت به حادثه خاصی بیطرف و بیتفاوت باشد و یا بیطرف نباشد ولی ایجاب نکند ، همان طوری که محال است حادثهای از قانون علیت مستثنی باشد و یا تحت قانون علیت باشد اما ضرورت و ایجاب در کار نباشد . قیاس گرفتن حقایق تکوینی به امور عرفی و قراردادی درست نیست .
عوامل معنوی
در مثالهای گذشته آنچه راجع به علل و اسباب و عوامل مؤثر