انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
شایع و راسخ گردد ، همت و قوت و شجاعت و دیگر فضایل از میان آن ملت
رخت برمی بندد ، و صفات ناپسندیده مسلمین همه نتیجه اعتقاد به قضا و
قدر است . مسلمین امروز بینوا و تهیدست و در قوای نظامی و سیاسی
ضعیفتر از ملل فرنگ شدهاند و فساد اخلاق و دروغ و نیرنگ و کینه و دشمنی
و تفرقه و جهل به احوال جهان و بیبصیرتی بر خیر و شر و قناعت به معیشت
بخور و نمیر ، در ایشان رایج و عمومی گشته ، پروای ترقی و دفع دشمن
ندارند . لشکر خونخوار اجانب از هر سو برایشان تاخته است . . .
بیچارگان به هر پیش آمدی شاکرند و به هر مذلتی حاضر . به کنج خانه آسوده
خفتهاند و گنج ثروت و استقلال را به دشمن و بیگانه واگذاشتهاند " .
آنگاه میگوید :
" غربیان این مفاسد را که برشمردیم به مسلمین نسبت میدهند . همه
زشتیها و پستیها را زاییده اعتقاد به قضا و قدر میدانند و میگویند اگر
مسلمانان چندی دیگر بر این عقیده بمانند ، دیگر حسابشان صاف است و آب
از سرشان گذشته است " .
سپس میگوید :
" فرنگیها میان اعتقاد به قضا و قدر و اعتقاد به مذهب جبر که میگوید
انسان در کلیه اعمال و افعال خود مجبور مطلق است ، فرقی و تفاوتی
نگذاشتهاند . . " [١] . .
[١] اقتباس از یادداشتهای آقای صدر واثقی درباره سید جمال الدین ، نقل از مقاله سید درباره قضا و قدر ترجمه سید ابوالقاسم فرزانه یزدی ، کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار ، فیش . ٤٥٣٥