انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦

هم گفته‌هایی که کم و بیش از آنها رسیده است . بعدها که متکلمین اسلامی‌ آمده‌اند و خواسته‌اند در این مسأله بحث و استدلال و تجزیه و تحلیل کنند ، نتوانسته‌اند بین اعتقاد به قضا و قدر و اعتقاد به جبر فرق بگذارند و تا امروز که چهارده قرن تقریبا از آن زمان می‌گذرد ، کمتر افرادی در شرق و غرب عالم پیدا شده‌اند که توانسته باشند بین این دو عقیده فرق بگذارند .

سرچشمه اصلی

سرچشمه اصلی این نوع تعلیم که بشر را در عین اعتقاد به قضا و قدر ، به‌ تسلط او بر سرنوشت نیز معتقد می‌کند ، قرآن کریم است .
قرآن کریم از قضاهای متعدد نام می‌برد : « هو الذی خلقکم من طین ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده »[١] .
اوست که شما را از گل آفرید و اجلی معین کرد و اجل نام برده شده در نزد خود اوست .
قرآن کریم در عین اینکه از لوح محفوظ و کتاب ازلی و تقدیر گذشته دم‌ می‌زند و می‌گوید : " « و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین »" ، یا می‌گوید : " « ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من‌ قبل ان نبرأها »" ، در عین حال می‌گوید :


[١] انعام / [٢]