انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠

است با کمال صراحت ، هم می‌گوید همه چیز به قضا و قدر الهی است و هم‌ انسان را عامل مؤثر در سرنوشت خود و مسؤول اعمال و افعال خود معرفی‌ می‌کند . ما در گذشته نمونه‌ای از هر دو دسته آیات قرآن ذکر کردیم و گفتیم‌ هم طرفداران جبر و هم طرفداران قدر در صدد تأویل و توجیه آیات قرآن‌ برآمدند : طرفداران جبر ، آیات مشعر بر اختیار و آزادی و مسؤولیت بشر را تأویل کردند و طرفداران اختیار ، آیات مشعر بر تقدیر کلی الهی را .
بدیهی است که پس از آنکه معما حل شد و معلوم شد هیچ گونه ملازمه‌ای بین‌ عمومیت تقدیر و مجبور بودن انسان و همچنین بین اختیار او و نفی تقدیر وجود ندارد ، تناقض و تعارض خود بخود حل می‌شود و نیازی به تأویل و توجیه نیست ، مثلا آنجا که قرآن کریم ، هدایت و ضلالت ، عزت و قدرت ، رزق و سلامت و حتی حسنات و سیئات را به مشیت و تقدیر الهی مستند می‌کند و می‌گوید : « فیضل الله من یشاء و یهدی من یشاء »[١] .
خدا هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند .
یا می‌گوید : « قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی‌ء قدیر »[٢] .


[١] ابراهیم / [٤] [٢] آل عمران / . ٢٦