انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
هر معلولی از علت معین امکان صدور دارد ، منکر شویم و چنین پنداریم که در همه عالم و جهان هستی یک علت و یک فاعل بیشتر وجود ندارد و آن ذات حق است ، همه حوادث و موجودات مستقیما و بلاواسطه از او صادر میشوند ، اراده خدا به هر حادثهای مستقیما و جداگانه تعلق میگیرد ، چنین فرض کنیم که قضای الهی یعنی علم و اراده حق به وجود هر موجودی ، مستقل است از هر علم دیگر و قضای دیگر . در این صورت باید قبول کنیم که عاملی غیر از خدا وجود ندارد . علم حق در ازل تعلق گرفته که فلان حادثه در فلان وقت وجود پیدا کند و قهرا آن حادثه در آن وقت وجود پیدا میکند و هیچ چیز هم در وجود آن حادثه دخالت ندارد . افعال و اعمال بشر یکی از آن حوادث است . این افعال و اعمال را مستقیما و بلاواسطه قضا و قدر ، یعنی علم و اراده الهی ، به وجود میآورد و اما خود بشر و قوه و نیروی او دخالتی در کار ندارد ، اینها صرفا یک پرده ظاهری و یک نمایش پنداری هستند . این همان مفهوم جبر و سرنوشت جبری است و این همان اعتقادی است که اگر در فرد یا قومی پیدا شود زندگی آنها را تباه میکند . این نظر ، گذشته از مفاسد عملی و اجتماعی که دارد ، منطقا محکوم و مردود است و از نظر براهین عقلی و فلسفی - چنانکه در محل خود گفته شده است - تردیدی در بطلان این نظر نیست . نظام اسباب و مسببات و رابطه علی و معلولی بین حوادث ، غیر قابل انکار است . نه تنها علوم طبیعی و مشاهدات حسی و تجربی بر نظام اسباب و مسببات دلالت میکند ، در فلسفه الهی متقنترین براهین بر این مطلب اقامه شده است . بعلاوه قرآن کریم نیز اصل علیت عمومی و