انسان و سرنوشت
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
همین ترتیب پذیرفتهاند و این را بزرگترین تکیهگاه فلسفه مادی میشمارند . اینجاست که این پرسش برای آنها و مکتب آنها پیش میآید که اعمال و افعال بشر مانند همه پدیدههای دیگر تابع این قانوناند و نمیتوانند از آن مستثنی باشند ، یعنی اعمال بشر تحت قوانینی مسلم و قطعی و جبری انجام مییابد و در این صورت ، آزادی و اختیار را چگونه و از چه راه باید توجیه کرد ؟ لهذا میبینیم در تمام سیستمهای فلسفی قدیم و جدید ، خواه الهی و خواه مادی ، مسأله جبر و اختیار مطرح است . البته مشکل مسأله در فلسفه الهی با فلسفه مادی متفاوت است و - چنانکه بعدا توضیح خواهیم داد - این تفاوت در جوهر مسأله تأثیری ندارد ، بلکه اعتقاد به قضا و قدر الهی امتیازاتی دارد که اعتقاد به قضا و قدر مادی و جبر طبیعی ، آن امتیازات را ندارد .
تنزیه و توحید
این مشکل در میان فلاسفه الهی و متکلمین از آنجا مطرح شده است که این مفکرین از طرفی توجه داشتهاند به قانون علت و معلول و منتهی شدن همه حوادث و ممکنات به ذات واجب الوجود و اینکه محال است حادثهای لباس هستی بپوشند و مستند به اراده حق نباشد ، و به عبارت دیگر ، متوجه توحید افعالی و اینکه در ملک وجود نمیتواند شریکی برای حق باشد ، بودهاند ، و از طرف دیگر به این نکته که حتی عوام الناس نیز متوجه هستند ، توجه کردهاند که زشتیها و فحشاء و گناهان را نمیتو ان به خداوند نسبت داد ، لهذا در میان تنزیه و توحید مردد ماندهاند . گروهی تحت عنوان " تنزیه " ، اراده و مشیت