انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩

همین ترتیب پذیرفته‌اند و این را بزرگترین تکیه‌گاه فلسفه مادی می‌شمارند . اینجاست که این پرسش برای آنها و مکتب آنها پیش می‌آید که اعمال و افعال بشر مانند همه پدیده‌های دیگر تابع این قانون‌اند و نمی‌توانند از آن‌ مستثنی باشند ، یعنی اعمال بشر تحت قوانینی مسلم و قطعی و جبری انجام‌ می‌یابد و در این صورت ، آزادی و اختیار را چگونه و از چه راه باید توجیه‌ کرد ؟ لهذا می‌بینیم در تمام سیستمهای فلسفی قدیم و جدید ، خواه الهی و خواه‌ مادی ، مسأله جبر و اختیار مطرح است . البته مشکل مسأله در فلسفه الهی‌ با فلسفه مادی متفاوت است و - چنانکه بعدا توضیح خواهیم داد - این‌ تفاوت در جوهر مسأله تأثیری ندارد ، بلکه اعتقاد به قضا و قدر الهی‌ امتیازاتی دارد که اعتقاد به قضا و قدر مادی و جبر طبیعی ، آن امتیازات‌ را ندارد .

تنزیه و توحید

این مشکل در میان فلاسفه الهی و متکلمین از آنجا مطرح شده است که این‌ مفکرین از طرفی توجه داشته‌اند به قانون علت و معلول و منتهی شدن همه‌ حوادث و ممکنات به ذات واجب الوجود و اینکه محال است حادثه‌ای لباس‌ هستی بپوشند و مستند به اراده حق نباشد ، و به عبارت دیگر ، متوجه توحید افعالی و اینکه در ملک وجود نمی‌تواند شریکی برای حق باشد ، بوده‌اند ، و از طرف دیگر به این نکته که حتی عوام الناس نیز متوجه هستند ، توجه‌ کرده‌اند که زشتیها و فحشاء و گناهان را نمی‌تو ان به خداوند نسبت داد ، لهذا در میان تنزیه و توحید مردد مانده‌اند . گروهی تحت عنوان " تنزیه‌ " ، اراده و مشیت