انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
عادت ، که به هر حال خارج از قدرت افراد بشر است ، باید آن را توجیه کرد . پس بعد از یک بحث مقدمی در زمینه نموداری از عظمت و انحطاط مسلمانان ، نوبت به این بحث فلسفی - تاریخی میرسد و نمیتوان از آن چشم پوشید ، زیرا گفتههای خام در این زمینه فراوان گفته شده است و چه بسیارند افرادی که آن گفتههای خام را باور دارند . تکمیل این بحث فلسفی از نظر ارتباط با این سلسله مباحث به این است که از انطباق و عدم انطباق اسلام با مقتضیات زمان نیز گفتگوی جامعی بشود . قهرا این بحثشامل دو قسمت خواهد شد : قسمت اول صرفا فلسفی است و قسمت دوم اسلامی . مجموع هر دو قسمت تحت عنوان " اسلام و مقتضیات زمان " قابل بررسی و تحقیق است . هنگامی که از این بحث فارغ شدیم ، قاعده فوق را در فلسفه تاریخ نپذیرفتیم و علل انحطاط مسلمین را با علل ترقی آنها لزوما یکی ندانستیم ، نوبت این است که بررسی کنیم علل و موجباتی که سبب رکود و توقف و انحطاط و تأخر مسلمین شد ، چیست و دیگران چه گفتهاند ؟ این قسمت با توجه به گفتههای دیگران ، اعم از مسلمان و غیر مسلمان ، و توجه به موضوعات و مسائل و جریاناتی که طبعا طرف این احتمال هست ، در سه بخش کلی باید بررسی شود : - بخش اسلام - بخش مسلمین - بخش عوامل بیگانه هر یک از این بخشها مشتمل بر موضوعات و مسائل متعددی است . مثلا در بخش اسلام ممکن است کسی برخی از افکار و معتقدات اسلامی را مؤثر در انحطاط مسلمین معرفی کند ، و ممکن است کسانی