انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠

در تحف العقول صفحه ٤٤٢ از امام رضا ( ع ) نقل می‌کند : « اذا اراد الله امرا سلب العباد عقولهم فانفذ امره و تمت ارادته ، فاذا انفذ امره رد الی کل ذی عقل عقله فیقول کیف ذا ؟ و من این ذا ؟ » هر گاه خدا چیزی را بخواهد عقلهای بندگان را از آنها سلب می‌کند و حکم‌ خود را اجرا می‌کند و خواسته خود را به پایان می‌رساند . همینکه حکم خود را اجرا کرد عقل هر صاحب عقل را به او برمی‌گرداند ، آنگاه او مرتب می‌گوید : چگونه شد که این کار شد ؟ از کجا این کار صورت گرفت ؟ مولوی می‌گوید :

چون قضا آید نماند فهم و رای
کس نمی‌داند قضا را جز خدای
چون قضا آید فرو پوشد بصر
تا نداند عقل ما پا را ز سر
زان امام المتقین داد این خبر
گفت اذا جاء القضا عمی البصر
چون قضا بگذشت خود را می‌خورد
پرده بدریده گریبان می‌درد
چون قضا آید نبینی غیر پوست
دشمنان را باز نشناسی ز دوست
چون قضا آید طبیب ابله شود
و آن دوا در نفع هم گمره شود
اشکالی که در اینجا به نظر می‌آید این است که در این بیانات قضا و قدر به عنوان ناقض و باطل کننده اصل علیت عمومی و