انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١

کرد و توضیح داد ؟ مسأله سرنوشت یا قضا و قدر از غامض‌ترین مسائل فلسفی است و به علل‌ خاصی ، که بعدا توضیح داده خواهد شد ، از قرن اول هجری در میان متفکرین‌ اسلامی طرح شد . عقاید مختلفی که در این زمینه ابراز شد ، سبب صف بندیها و کشمکشها و پیدایش فرقه‌ها و گروههایی در جهان اسلام گردید . پیدایش‌ عقاید گوناگون و فرقه‌های مختلف بر مبنای آن عقاید ، در طول این چهارده‌ قرن آثار شگرفی در جهان اسلام داشته است .

جنبه عملی و عمومی

هر چند این مسأله ، به اصطلاح یک مسأله متافیزیکی است و به فلسفه کلی‌ و ماوراء الطبیعه مربوط است ، ولی از دو نظر شایستگی دارد که در ردیف‌ مسائل عملی و اجتماعی نیز قرار گیرد : یکی از این نظر که طرز تفکری که شخص در این مسأله پیدا می‌کند ، در زندگی عملی و روش اجتماعی و کیفیت برخورد و مقابله او با حوادث مؤثر است . بدیهی است که روحیه و روش کسی که معتقد است وجودی است دست‌ بسته و تأثیری در سرنوشت ندارد ، با کسی که خود را حاکم بر سرنوشت خود می‌داند و معتقد است حر و آزاد آفریده شده است ، متفاوت است . در صورتی که بسیاری از مسائل فلسفی این گونه نمی‌باشند و در روحیه و عمل و روش زندگی انسان اثر ندارند از قبیل : حدوث و قدم زمانی عالم ، و تناهی‌ و لاتناهی ابعاد عالم ، نظام علل و اسباب و امتناع صدور کثیر از واحد ، عینیت ذات و صفات واجب الوجود و امثال اینها . این گونه مسائل تأثیری‌ در