انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨

می‌دارند . اینهاست مجموع مسائلی که در بخش اسلام از این سلسله مباحث باید درباره آنها تحقیق کافی به عمل آید . خوشبختانه زمینه مساعدی برای این گونه تحقیقات وجود دارد و با روشن‌ کردن این مسائل است که می‌توان نیروی ایمان طبقه جوان و تحصیلکرده را تقویت کرد و شبهات را از ذهن آنها زدود . پس از این بخش ، نوبت بخش مسلمین است . در این بخش ، توجه ما از اسلام به سوی مسلمین برمی‌گردد ، یعنی اسلام عامل انحطاط مسلمین نیست ، بلکه مسلمانان در اثر کوتاهی و انحراف از تعلیمات اسلامی دچار انحطاط شدند ، و این مسلمانان‌اند که مسؤول عقب‌ماندگی خود می‌باشند . در این بخش نیز قسمتهای متعددی پیش می‌آید ، زیرا اولا باید نقطه‌های‌ انحراف را مشخص کنیم ، آن چیزهایی که از اسلام است و متروک شده و آن‌ چیزهایی که از اسلام نیست ولی در میان مسلمین معمول است ، چه چیزهایی‌ است ؟ و ثانیا باید ببینیم عامه مسلمین مسؤول این انحطاط اند یا خاصه‌ آنها ؟ اسلام در میان اعراب ظهور کرد و سپس ملل دیگری از ایرانی و هندی و قبطی و بربر و غیره در زیر لوای اسلام درآمدند . هر یک از این اقوام ، ملیت و خصایص قومی و نژادی و تاریخی خاصی داشتند . باید بررسی شود آیا همه این ملل یا بعضی از آنها به واسطه خصایص و ممیزات خاص قومی و نژادی که لازمه طبیعت آنها بود ، اسلام را از مسیر اصلی خود منحرف کردند ، به طوری که مثلا اگر اسلام در میان ملل دیگری غیر از این ملل - مانند ملل‌ اروپایی - رفته بود ، امروز مسلمانی و مسلمانان سرنوشت دیگری داشتند ؟ یا عامه مسلمین در این جهت تأثیری نداشته‌اند و آنچه بر سر اسلام و مسلمین‌ آمده است از طرف خاصه ، یعنی دو طبقه متنفذ در میان مسلمین - حکمرانان‌ و