انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
پیغمبر در ماه صفر از دنیا رفت ، دیگری میگوید پیغمبر در ماه ربیع الاول از دنیا رفت . البته لازمه اینکه پیغمبر در ماه ربیع الاول از دنیا رفته باشد این است که در ماه صفر از دنیا نرفته باشد . اکنون باید ببینیم تعارض آیات قرآن با یکدیگر در مسأله قضا و قدر و اختیار و آزادی بشر از کدام نمونه است ؟ آیا از نمونه اول است که صریحا یکدیگر را نفی میکنند و یا از نمونه دوم است که گفته میشود لازمه مفاد هر یک از این دو دسته ، نفی و طرد مفاد دسته دیگر است ؟ مسلما آیات قرآن صراحتا یکدیگر را در این مسأله نفی نمیکنند و تعارض آنها از نوع اول نیست ، زیرا چنانکه میبینیم این طور نیست که یک دسته بگوید همه چیز مقدر شده و دسته دیگر بگوید همه چیز مقدر نشده است ، یک دسته بگوید همه چیز در علم خدا گذشته است و دسته دیگر بگوید همه چیز در علم خدا نگذشته است ، یک دسته بگوید بشر در کار خود مختار و آزاد است و دسته دیگر بگوید بشر مختار و آزاد نیست ، یک دسته بگوید همه چیز وابسته به مشیت خداوند است و دسته دیگر بگوید همه چیز بسته به مشیت و اراده حق نیست . بلکه علت اینکه این دو دسته متعارض شناخته شدهاند این است که به عقیده متکلمین و برخی از مفسرین لازمه اینکه همه چیز به تقدیر الهی باشد این است که انسان آزاد نباشد ، آزادی با مقدر بودن سازگار نیست ، و لازمه اینکه همه چیز در علم خدا گذشته است ، این است که همه چیز باید جبرا و بدون اختیار صورت گیرد ، والا علم خدا جهل خواهد بود . و از آن طرف ، لازمه اینکه انسان خود عامل مؤثر در خوشبختی و بدبختی خود باشد و سرنوشت خود را در اختیار داشته