انسان و سرنوشت
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
است . خدا فرمان و حکم خود را به نتیجه میرساند . خداوند برای هر چیزی قدر و اندازه و حدی قرار داده است . در این آیه کریمه با اینکه با جمله " « قد جعل الله لکل شیء قدرا »" به نظام عالم و اینکه هیچ چیز به گزاف صورت نمیگیرد و هر چیز در مرتبه خود قرار دارد ، تصریح شده ، یعنی نظام اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است ، در عین حال میفرماید خداوند فرمان خود را به نتیجه میرساند ، یعنی آنجا که پای روابط معنوی و تأییدات غیبی به میان میآید ، جریان دیگری پیش میآید و علل و اسباب ظاهری بیاثرمیگردند .
تفاوت دو مکتب
در گذشته گفتیم مادیون ( و همچنین بعضی از مسیحیون ) موضوع قضا و قدر را دستاویز حمله به اسلام قرار دادهاند و میگویند لازمه اعتقاد به قضا و قدر این است که انسان خود را مجبور و دست بسته بداند و نقش خود را در ایجاد و تکوین و سازندگی بهتر اجتماع فراموش کند و منتظر سرنوشت بنشیند . و گفتیم این اشتباه از آنجا ناشی شده که میان اعتقاد به قضا و قدر ، و عقیده جبر فرق گذاشته نشده است . طبق عقیده جبر ، انسان از خود اراده و اختیاری ندارد و عامل واقعی گفتار و کردار خودش نیست و صفات و روحیات خودش تأثیری در سرنوشتش ندارد . نه تنها در پس آینه طوطی صفت آنچه به او گفته شد بگوید میگوید ، بلکه حتی عامل واقعی همین گفته تلقینی نیز خودش نیست . ولی طبق عقیده قضا و قدر ، علم و اراده الهی هیچ چیزی را