انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤

است . خدا فرمان و حکم خود را به نتیجه می‌رساند . خداوند برای هر چیزی‌ قدر و اندازه و حدی قرار داده است . در این آیه کریمه با اینکه با جمله " « قد جعل الله لکل شی‌ء قدرا »" به نظام عالم و اینکه هیچ چیز به گزاف صورت نمی‌گیرد و هر چیز در مرتبه‌ خود قرار دارد ، تصریح شده ، یعنی نظام اسباب و مسببات به رسمیت‌ شناخته شده است ، در عین حال می‌فرماید خداوند فرمان خود را به نتیجه‌ می‌رساند ، یعنی آنجا که پای روابط معنوی و تأییدات غیبی به میان می‌آید ، جریان دیگری پیش می‌آید و علل و اسباب ظاهری بی‌اثرمی‌گردند .

تفاوت دو مکتب

در گذشته گفتیم مادیون ( و همچنین بعضی از مسیحیون ) موضوع قضا و قدر را دستاویز حمله به اسلام قرار داده‌اند و می‌گویند لازمه اعتقاد به قضا و قدر این است که انسان خود را مجبور و دست بسته بداند و نقش خود را در ایجاد و تکوین و سازندگی بهتر اجتماع فراموش کند و منتظر سرنوشت بنشیند . و گفتیم این اشتباه از آنجا ناشی شده که میان اعتقاد به قضا و قدر ، و عقیده جبر فرق گذاشته نشده است . طبق عقیده جبر ، انسان از خود اراده و اختیاری ندارد و عامل واقعی گفتار و کردار خودش نیست و صفات و روحیات‌ خودش تأثیری در سرنوشتش ندارد . نه تنها در پس آینه طوطی صفت آنچه به‌ او گفته شد بگوید می‌گوید ، بلکه حتی عامل واقعی همین گفته تلقینی نیز خودش نیست . ولی طبق عقیده قضا و قدر ، علم و اراده الهی هیچ چیزی را