انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢

گرما و سرما و برف و باران و بادها و تغییر دادن اوضاع عمومی زمین از لحاظ زلزله‌ها و طوفانها و سیلابها غیر مقدور است . بشر چه بخواهد و چه‌ نخواهد اینها صورت می‌گیرند . پس آنها امور حتمیه هستند و مقدرات الهی‌ در این امور حتمی است . اما تغییر اوضاع اجتماعی و اصلاح امور به موازین‌ عدالت و رفاه عمومی و سعادت همگانی ، مقدور بشر است و خواست بشر می‌تواند اینها را عوض کند . پس اینها امور غیر حتمیه هستند و مقدرات‌ الهی در این امور غیر حتمی است . این تفسیر صحیح نیست ، زیرا علت ندارد قدرت و امکانات بشر را ملاک‌ حتمی یا غیر حتمی بودن مقدرات قرار بدهیم . زبان اخبار و آثار دین هم با این تفسیر قابل تطبیق نیست . بعضی دیگر قضا و قدر حتمی و غیر حتمی را به مقیاس تحقق و عدم تحقق‌ شرایط تفسیر کرده‌اند ، به این معنی که چنانکه گفتیم برخی موجودات‌ امکانات متعدد دارند و با علل مختلف ارتباط و پیوند دارند . به هر اندازه که با علل گوناگون بستگی دارند ، مقدرات داشته و در حقیقت‌ سرنوشت آنها به دست آن علتهاست . هر علتی یک‌سرنوشتی برای این موجود در دست دارد و هر سرنوشتی مشروط است به وقوع و تحقق آن علتی که آن‌ سرنوشت را در دست دارد . بدیهی است که در میان علل و شرایط گوناگون‌ بعضی صورت وقوع پیدا می‌کنند و بعضی نه ، و باز واضح است که علت اینکه‌ بعضی از علل و شرایط وجود پیدا می‌کنند و بعضی نه ، این است که علل و شرایط آن علل و شرایط موجود بوده است و علت اینکه آن علل و شرایط دیگر وجود پیدا نکرده‌اند ، این است که علل و شرایط آن علل و شرایط موجود نبوده و همین طور علل و شرایط درجه سوم و چهارم . . .