انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
برای آنها غیر ممکن میشود : یا باید معدوم شوند و یا همان جریان را طی کنند ، یعنی تقدیر حتمی پیدا میکنند . مثلا سلول نطفه یک مرد که با تخمک یک زن جفت میشود و مجموعا یک واحد سلول را تشکیل میدهند ، سرشت و طینت معینی را برای آینده کودک تشکیل میدهند و صفات موروثی خاصی را در کودک بعدا به وجود میآورند که در سرنوشت آینده او مؤثر است . بدیهی است که اگر سلول نطفه این مرد با تخمک زن دیگر جفت شده بود ، واحد دیگری مغایر با این واحد ، و سرشت و طینت دیگری مغایر با این سرشت و طینت تکوین میشد . پس از تکوین یک سرشت و طینت ، دیگر نمیتوان آن را به سرشت دیگر تبدیل کرد ، یعنی در این مرحله قضا و قدر حتمی میشود . بسیاری از کیفیات دیگر در مراحل بعدی رحم قطعی و حتمی میشود ، از این رو میبینیم که در زبان دین ، رحم یکی از الواح قضا و قدر نامیده شده است .
نظامات لایتغیر
قوانین و نظاماتی که بر جهان حکمفرما میباشند نیز غیر قابل تغییر و تبدیلاند . موجودات طبیعت در تغییر و تبدیلاند ، اما نظامات طبیعت ثابت و لایتغیرند . موجودات طبیعت متغیر و متکاملاند و در مسیرهای مختلف قرار میگیرند ، گاهی به سرحد کمال میرسند و گاهی متوقف میشوند ، گاه تند میروند و گاه کند . عوامل مختلف سرنوشت آنها را تغییر میدهد . اما نظامات طبیعت نه متغیرند و نه متکامل ، ثابت و یکنواختاند . قرآن کریم از این نظامات لایتغیر به " سنت الهی " تعبیر میکند و میگوید :