انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
الی ما قدر لنا و علینا ، فنسأل الله خیر القضاء و خیر القدر فی عافیة " یعنی امر الهی نافذ ، و قضا و قدر او قطعی است ، تا برای ما چه مقدر کرده باشد ، از او بهترین قضاها و قدرها را مسئلت مینماییم . در شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه ، خطبه ١٣٢ میگوید : عمر بن الخطاب در یکی از سفرها که به شام رفت ، قبل از ورود به شام اطلاع پیدا کرد که در آنجا بیماری طاعون پیدا شده . با همراهان خود درباره ورود به شام مشورت کرد ، همه او را منع کردند مگر ابوعبیده جراح که فرمانده مسلمین در شام بود . او به عمر گفت : " یا امیرالمؤمنین اتفر من قدر الله ؟ " یعنی آیا از قضا و قدر الهی فرار میکنی ؟ عمر گفت : " نعم افر من قدر الله بقدر الله الی قدر الله " . یعنی از قضا و قدر الهی به حکم قضا و قدر الهی به سوی قضا و قدر الهی فرار میکنم . و همان وقت شخصی مدعی شد از پیغمبر شنیده است که اگر در شهری طاعون بود و شما در بیرون آن شهر بودید ، وارد آن شهر نشوید ، ولی اگر در شهری بودید و طاعون آمد ، از شهر خارج نشوید . عمر که قبل از شنیدن این حدیث کمی مردد بود از ورود به شهر منصرف شد . آنچه مجموعا از اخبار و روایات شیعه و سنی برمیآید . این است که شخص رسول اکرم ( ص ) مسلما مسأله قضا و قدر را برای اصحاب خود طرح کرده است و امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) نیز مکرر در این باب داد سخن داده است . آنچه اعجاب را برمیانگیزد این است که این تعلیم بزرگ آنچنان با استادی و مهارت به مردم صدر اسلام تلقین شده است که با " جبر " فرسنگها فاصله داشته و آنها را جبری مسلک و در نتیجه بیاراده و غیرمتکی به نفس بار نیاورده است ، هم عملشان در صدر اول حاکی از این مطلب است و