انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠
قانون علیت عمومی است . از این رو محال است که قضا و قدر در شکل یک عامل در مقابل سایر عاملها و مجزا از آنها ظاهر شود و جلوی تأثیر عامل خاصی را بگیرد و یا یک عامل خاصی را به کاری اجبار و اکراه کند . به همین دلیل است که " جبر " محال است . جبر یعنی اکراه و اجبار انسان از طرف قضا و قدر . این گونه اثر بخشیدن برای قضا و قدر - که سرچشمه عوامل هستی است نه عاملی در عرض سایر عوامل هستی - ممتنع است ، بلی ، برای مظاهر قضا و قدر ممکن است ، مثل اینکه انسانی انسان دیگر را به کاری اجبار کند . اما این ، غیر از جبر اصطلاحی است . جبر اصطلاحی یعنی تأثیر مستقیم قضا و قدر بر روی اراده انسانی به صورت یک عامل منفی برای رفع و جلوگیری ، یا به صورت یک عامل مثبت برای الزام و اکراه . و به عبارت دیگر ، سر مطلب در امکان تبدیل سرنوشت این است که قضا و قدر ، وجود هر موجودی را فقط و فقط از راه علل و اسباب خاص خود او ایجاب میکند . ایجاب و ایجاد موجودی از غیر مجرای علل و اسباب خاص خود او ممتنع است . و از طرف دیگر ، علل و اسباب طبیعی ، مختلف است و مواد این عالم در آن واحد استعداد متأثر شد ن از چندین علت را دارند . اگر قضا و قدر را آن طور فرض کنیم که اشاعره فرض کردهاند ، یعنی اصل علیت عمومی و جریان سببی و مسببی را ظاهر بیحقیقت بدانیم ، و یا مانند نیمه اشعریها در موارد خاصی استثنائا دخالت مستقیم و بلاواسطه قضا و قدر را در جریان امور بپذیریم ، مسأله شکل دیگر پیدا میکند ، اما چنین قضا و قدری وجود ندارد و