انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨

این سلسله نیست ، پس سرنوشت آنها حتمی است . اما در غیر مجردات که‌ امکان هزاران نقش و رنگ را دارند و تحت قانون حرکت می‌باشند و همواره‌ بر سر دوراهیها و چهار راهیها می‌باشند ، قضا و قدرهای غیرحتمی وجود دارد ، یعنی یک نوع قضا و قدر سرنوشت آنها را معین نمی‌کند ، زیرا سرنوشت‌ معلول در دست علت است ، و چون این امور با علل مختلف سر و کار دارند ، پس سرنوشتهای مختلف در انتظار آنهاست ، و چون هر سلسله از علل را در نظر بگیریم امکان جانشین شدن یک سلسله دیگر در کار هست ، پس سرنوشت‌ آنها غیرحتمی است . به هر اندازه که " اگر " درباره آنها صحیح است ، قضا و قدرها هست و امکان تغییر و تبدیل وجود دارد . اگر کسی به نوعی بیماری مبتلا باشد ، ناچار علت خاصی سبب رنجوری او شده است و این سرنوشت خاص از آن علت ناشی شده است . حالا اگر این‌ بیمار دوا بخورد ، دوا علت دیگری است و سرنوشت دیگری همراه دارد . با خوردن دوا علت بیماری از میان می‌رود ، یعنی سرنوشت بیمار تغییر می‌کند . اگر از این بیمار دو پزشک عیادت کرده باشند و تشخیص و نسخه‌شان‌ مخالف یکدیگر باشد ، یک نسخه مفید و شفا دهنده و نسخه دیگر مهلک و کشنده باشد ، باید گفت دو سرنوشت مختلف در انتظار این بیمار است ، و از آن نظر که از جانب بیمار ، هم امکان انتخاب این نسخه موجود است هم‌ امکان انتخاب آن نسخه ، پس از نظر بیمار هیچ کدام از این دو سرنوشت‌ حتمی نیست . گواینکه بالاخره یکی از آنها را انتخاب خواهد کرد و انتخاب‌ آن بستگی دارد به یک سلسله علل آشکار و پنهان ، ولی این جهت موجب سلب‌ این امکان نمی‌گردد ، یعنی در عین اینکه یکی بالخصوص انتخاب