انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
حق را مؤثر در افعال و اعمال بندگان که احیانا متصف به زشتی و فحشاء است ندانستهاند ، و گروهی تحت عنوان " توحید " و اینکه " لا مؤثر فی الوجود الا الله " ، همه چیز را مستند به اراده حق کردهاند . گویند غیلان دمشقی که طرفدار عقیده اختیار بود بالای سر ربیعةالرأی دانشمند معروف که قضا و قدری بود ، ایستاد و گفت : " انت الذی یزعم ان الله یحب ان یعصی " یعنی تو آن کسی هستی که گمان میکند خداوند دوست دارد معصیت شود ، یعنی به عقیده تو معاصی نیز به اراده و مشیت حق واقع میشود . ربیعةالرأی فورا گفت : " انت الذی یزعم ان الله یعصی قهرا " یعنی تو آن کسی هستی که گمان میکند خداوند جبرا علیرغم ارادهاش معصیت میشود ، یعنی به عقیده تو ممکن است خداوند چیزی را بخواهد و خلاف آنچه او میخواهد ، صورت گیرد . ابواسحاق اسفراینی که طرفدار عقیده قضا و قدر بود ، روزی در محضر صاحب بن عباد نشسته بود که قاضی عبدالجبار معتزلی وارد شد . قاضی عبدالجبار بر خلاف ابواسحاق منکر عمومیت قضا و قدر بود . تا چشم قاضی به ابواسحاق افتاد گفت : " سبحان من تنزه عن الفحشاء " یعنی منزه است ذات حق از اینکه کارهای زشت به او نسبت داده شود . کنایه از اینکه تو همه چیز را از خدا میدانی و لازمهاش اتصاف خدا به کارهای زشت است . ابواسحاق فورا گفت : " سبحان من لایجری فی ملکه الا ما یشاء " یعنی منزه است ذات حق از اینکه در ملک او - ملک وجود - چیزی واقع شود مگر آنکه او بخواهد . کنایه از اینکه تو برای خدا در ملک خدا شریک قائل هستی و خیال میکنی ممکن است خداوند چیزی را نخواهد و آن چیز واقع