انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦

اهل بیت ( علیهم السلام ) ، قضا و قدر عمومی با اختیار و آزادی بشر منافات ندارد . سر اینکه کلمه سرنوشت یا قضا و قدر رعب‌آور و هراس انگیز شده است ، این است که در اثر تفوق و تسلط مکتب اشعری بر جهان اسلام و تحت نفوذ قرار دادن ادبیات اسلامی ، این کلمات و کلماتی امثال اینها مرادف با جبر و عدم آزادی و تسلط بی‌منطق یک قدرت نامرئی بر انسان و اعمال و افعال او معرفی شده است .

حمله اروپای مسیحی به اسلام

این جهت بهانه‌ای به دست اروپاییان مسیحی داده که علت العمل انحطاط مسلمین را اعتقاد به قضا و قدر بدانند و چنین وانمود کنند که اسلام خود یک آیین جبری است و در آن هر گونه اختیار و حریت از بشر سلب شده است‌ . مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی در اوقاتی که در اروپا بود ، متوجه این‌ انتقاد شد و در مقالات خود به این انتقاد نادرست جواب داد . وی در یکی‌ از مقالات خود پس از مقدمه‌ای مبنی بر اینکه اگر روحیه مردمی نامساعد و ناپاک باشد ، عقاید پاک در آنها به رنگ روحیه آنها در می‌آید و بر بدبختی و ضلالت آنها می‌افزاید و تبدیل به نیرویی می‌شود که آنها را بیشتر به کارهای زشت می‌کشاند ، می‌گوید : " عقیده به قضا و قدر یکی از آن عقاید حقه است که مورد اشتباه و موضوع بی‌خبری جاهلان است . غافلان فرنگی گمانهای خطا بردند و گفتند اعتقاد به تقدیر در میان هر ملتی