انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩

زیاد دیگری غیر از مسأله جبر و قدر را نیز طرح کردند و دو مکتب به وجود آمد ، جبریون و قدریون در اشاعره و معتزله هضم شدند ، یعنی دیگر عنوان‌ مستقل برای آنها باقی نمی‌ماند . مکتب اشعری از جبر و مکتب معتزلی از قدر طرفداری کرد .

کلمه قدری

اینکه ما در اینجا طرفداران آزادی و اختیار بشر را " قدری " نامیدیم‌ ، به حسب معروفترین اصطلاح علمای کلام است . غالبا در اخبار و روایات‌ نیز این کلمه در همین مورد به کار برده شده است ، والا احیانا کلمه قدری‌ در زبان متکلمین و در بعضی اخبار و روایات به جبریون اطلاق می‌شود . به‌ طور کلی ، هم طرفداران جبر که قائل به تقدیر کلی بوده‌اند و هم طرفداران‌ اختیار و آزادی که تقدیر را از اعمال بشر نفی می‌کرده‌اند ، از اطلاق کلمه‌ " قدری " بر خود اجتناب داشته‌اند و همواره هر دسته‌ای دسته دیگر را " قدری " می‌خوانده است .
سر این اجتناب این بوده که از رسول اکرم ( ص ) حدیثی روایت شده بدین‌ مضمون : « القدریة مجوس هذه الامة » [١] .
قدریها مجوس این امت‌اند .


[١] جامع الصغیر ، ج / ٢ ص . ٨٩