انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢

کتاب خود ، مبادی و اصول اسلام را شرح داده است و پس از ذکر ایمان به‌ خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیغمبران و روز قیامت ، می‌گوید : " آخرین و ششمین قاعده‌ای که در ردیف مبادی اسلام است ، عقیده جبر است . محمد برای پیشرفت امور جنگی خود از این قاعده استفاده می‌کرد ، زیرا به موجب این قاعده هر حادثه‌ای که در جهان رخ می‌دهد ، پیش از آن ، در علم خدا مقدر شده و پیش از آنکه جهان به وجود آید ، در لوح محفوظ ثبت گردیده است و سرنوشت هر کس و وقت مرگ او تعیین شده و قابل‌ تغییر نیست و به هیچ وسیله نمی‌توان آن را مقدم و مؤخر ساخت . مسلمانان‌ که این نکات را مسلم می‌داشتند و بدان عقیده داشتند ، به هنگام جنگ بدون‌ بیم و هراس خود را به صف دشمن می‌زدند . در نظر آنها مرگ در جنگ مساوی‌ با شهادت بود و بهشت را نصیب انسان می‌ساخت ، بدین جهت اطمینان‌ داشتند اگر کشته شوند یا بر دشمن غلبه یابند ، در هر صورت فیروز شده‌اند . بعضی مسلمانان مذهب جبر را که می‌گوید انسان برای اجتناب از گناه و رهایی از مجازات ، مختار نیست و در این زمینه اراده‌ای از خود ندارد ، منافی عدل و رحمت خدا می‌دانند . فرقه‌هایی پدید آمده‌اند که برای تعدیل و توضیح این مذهب حیرت انگیز کوشیده‌اند و هنوز هم می‌کوشند ، ولی عده آنها کم است و از پیروان سنت رسول به شمار نمی‌آیند . . . چه عقیده‌ای بهتر از این می‌تواند سپاهیان نادان و مغرور را به میدان جنگ براند و آنها را مطمئن سازد که اگر زنده ماندند ، غنیمت می‌برند و اگر کشته شدند ، در بهشت جای می‌گیرند ؟ این عقیده ، سپاه مسلمانان را چنان بی‌باک و نیرومند ساخته بود که هیچ سپاهی یارای برابری با آن نداشت ، ولی در عین حال ، همین عقیده دارای زهری بود که نفوذ اسلام را از میان برد . از موقعی که‌ جانشینان پیغمبر دست از جنگجویی و جهانگیری برداشتند و شمشیرهای خود را در نیام کردند ، عقیده جبر خاصیت ویران کننده خود را آشکار ساخت ، صلح‌ و آرامش ، اعصاب مسلمانان را ضعیف کرد ، و لوازم مادی نیز که قرآن‌ استفاده از آن را روا شمرده و وجه امتیاز میان اسلام و مسیحیت - دین پاکی‌ و از خود گذشتگی - به شمار می‌رود ، در