انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧

لطیف را جامه‌ای زیبا از شعر پوشانیده‌اند ، به عبارت دیگر ، به زبان اهل‌ ادب سخن گفته‌اند نه به زبان اهل فلسفه ، همچنانکه بسیاری از اشعار منسوب به خیام از این قبیل است . خیام شهرت جهانی خود را مدیون این‌ گونه تخیلات و این طرز از بیان است . علم ازلی الهی ، از نظام سببی و مسببی جهان جدا نیست . علم الهی علم‌ به نظام است . آنچه علم الهی ایجاب و اقتضا کرده و می‌کند این جهان است‌ با همین نظاماتی که هست . علم الهی به طور مستقیم و بلاواسطه نه به وقوع‌ حادثه‌ای تعلق می‌گیرد و نه به عدم وقوع آن . علم الهی که به وقوع حادثه‌ای‌ تعلق گرفته است به طور مطلق و غیر مربوط به اسباب و علل آن حادثه نیست‌ ، بلکه تعلق گرفته است به صدور آن حادثه از علت و فاعل خاص خودش . علل و فاعلها متفاوت می‌باشند : یکی علیت و فاعلیتش طبیعی است و یکی‌ شعوری ، یکی مجبور است و یکی مختار . آنچه علم ازلی الهی ایجاب می‌کند این است که اثر فاعل طبیعی از فاعل طبیعی ، اثر فاعل شعوری از فاعل‌ شعوری ، اثر فاعل مجبور از فاعل مجبور و اثر فاعل مختار از فاعل مختار صادر شود . علم الهی ایجاب نمی‌کند که اثر فاعل مختار از آن فاعل ، بالاجبار صادر شود . به عبارت دیگر ، علم ازلی الهی علم به نظام است ، یعنی علم به صدور معلولات است از علل خاص آنها . در نظام عینی خارجی علتها و فاعلها متفاوت‌اند : یکی طبیعی است و یکی شعوری ، یکی مختار است و یکی مجبور . در نظام علمی نیز امر از این قرار است ، یعنی هر فاعلی همان طور که در عالم عینی هست در عالم علمی هست ، بلکه باید گفت آن طور که در عالم‌ علمی هست در عالم عینی هست . علم الهی که به صدور اثری از فاعلی تعلق‌