انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦

کنترل شود و تحت مراقبت قرار گیرد تا با تصور و نقشه قبلی مطابقت کند . به عبارت دیگر ، چنین فرض شده که علم الهی مستقل از نظام سببی و مسببی جهان به وقوع یا عدم وقوع حوادث تعلق گرفته است و لازم است کاری‌ صورت گیرد که این علم با معلوم خود مطابقت کند ، از این رو باید نظام‌ سببی و مسببی جهان کنترل گردد . در مواردی جلوی طبع آنچه به حکم طبع اثر می‌کند و جلوی اراده و اختیار آن که با اراده و اختیار کار می‌کند گرفته‌ شود تا آنچه در علم ازلی الهی گذشته است با آنچه واقع می‌شود مطابقت کند و با هم مغایرت نداشته باشند . از این رو از انسان نیز باید اختیار و آزادی و قدرت و اراده سلب گردد تا اعمالش کاملا تحت کنترل درآید و علم‌ خدا جهل نشود . اینچنین تصور درباره علم الهی منتهای جهل و بی‌خبری است . مگر ممکن‌ است که علم حق به طور تصادف و گزاف به وقوع یا عدم وقوع حادثه‌ای تعلق‌ بگیرد و آنگاه برای اینکه این علم با واقع مطابقت کند لازم شود دستی در نظام متقن و قطعی علی و معلولی برده شود ، تغییراتی در این نظام داده شود ، از طبیعتی خاصیتی سلب گردد یا از فاعل مختاری اختیار و آزادی گرفته‌ شود ؟ ! لهذا بعید به نظر می‌رسد که رباعی بالا از خیام که لااقل نیمه فیلسوفی‌ است ، بوده باشد . شاید این رباعی جزء اشعاری است که بعد به خیام نسبت‌ داده‌اند ، یا از خیام است ولی خیام نخواسته در این رباعی به زبان جد و فلسفه سخن بگوید ، خواسته فقط خیالی را به صورتی زیبا در لباس نظم ادا کند . بسیاری از اهل تحقیق آنجا که شعر می‌سروده‌اند افکار علمی و فلسفی‌ خود را کنار گذاشته ، تخیلات