انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
داوری میکرد . شخصی به آن حضرت گفت : اینجا منشین که مشرف به سقوط است . علی فرمود : اجل نگهبان مرد است . همینکه علی ( ع ) برخاست ، دیوار خراب شد . امام صادق ( ع ) فرمود : علی ( ع ) از این گونه کارها میکرد و این یقین است . ممکن است گفته شود این حدیث اولا منافات دارد با آنچه قبلا در صفحه ٧٣ از توحید صدوق نقل کردیم که اصبغ بن نباته گفت : علی ( علیهالسلام ) از پای دیوار کجی حرکت کرد و پای دیوار دیگری نشست ، همینکه مورد اعتراض قرار گرفت که میخواهی از قضا و قدر الهی فرار کنی ، جواب داد از قضا و قدری به قضا و قدر دیگر فرار میکنم . چگونه است آنجا که خود علی ( ع ) از پای دیوار کج حرکت میکند و حرکت کردنش مورد ایراد قرار میگیرد ، میگوید از قضا و قدری به قضا و قدری پناه میبرم ، و اما آنجا که دیگری به او تذکر میدهد ، میگوید : اجل نگهبان است . و ثانیا در زیر دیوار مشرف به سقوط نشستن از لحاظ قانون شرعی حرام و ممنوع است ، چگونه علی ( علیهالسلام ) تحت عنوان اینکه اجل نگهبان است برجای خو د نشست ؟ پس این حدیث قابل قبول نیست . اما به نظر میرسد با توجه به مطالبی که در گذشته گفتیم بتوان این حدیث را تفسیر کرد ، به طوری که نه با حدیث توحید صدوق منافات داشته باشد و نه با اصل مسلم شرعی مبنی بر وجوب حفظ نفس و حرمت القای نفس در مهالک . در فصلی که تحت عنوان " عوامل معنوی " ایراد کردیم ، گفتیم که عوامل قضا و قدر و رشتههای علی و معلولی را نباید به علل و اسباب مادی و دنیای سه بعدی محدود و محصور کرد ، عوامل معنوی نیز به نوبه خود رشتهای از علل و اسباب این جهان را تشکیل