انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
اینکه رسول خدا ( ص ) یک دستور کلی برای همیشه صادر کرده باشد که هر وقت و هر جا که وبا یا طاعونی پیدا شد ، مرد مسلمان که موظف است جان و مال خود را از گزند حفظ کند ، در آنجا در مقابل این بیماری مهلک دستها را روی هم بگذارد و منتظر سرنوشت بنشیند . ولی دست به دست شدن سخن رسول اکرم ( ص ) در میان راویان ، کم کم آن را به صورت یک دستور کلی درآورده است که در صحیح بخاری دیده میشود . خوشبختانه امام صادق ( علیه السلام ) به مصداق " « اهل البیت ادری بما فی البیت » " پرده از روی حقیقت برداشته و منظور رسول اکرم را بیان کرده است . ممکن هم هست که آنچه در حدیث صحیح بخاری آمده است برای منظور دیگری است و مقصود دیگری در میان بوده است و آن اینکه رسول اکرم دستور داده است که هنگامی که طاعون یا وبا در شهری پیدا میشود و مردمی خواه ناخواه گرفتار آن میگردند ، مردم آن شهر از آن شهر بیرون نروند ، برای اینکه این بیماری را به جاهای دیگر منتقل نکنند ، تا لااقل جان مردم دیگر محفوظ بماند ، و چون در ایام قدیم نه وسیله معالجه این بیماری بوده است و نه قرنطینه در مرزها و یا دروازههای شهرها بوده که افراد مورد بررسی قرار گیرند و پس از حصول اطمینان از سلامت آنها پروانه ورود داده شود ، بهترین راه برای جلوگیری از شیوع این بیماری این بوده که مردمی که در شهری هستند که در آن شهر این بیماری هست ، از آن شهر به شهر دیگر یا ده دیگر نروند و وسیله انتقال بیماری نگردند . ابن ابیالحدید در شرح نهج البلاغه ، خطبه ١٣٢ ضمن نقل جریان مسافرت عمر به شام میگوید : پس از آنکه عمر اطلاع پیدا