انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥

گاهی مضحک است . برای نمونه به مندرجات ذیل توجه کنید .
در جلد اول تاریخ ادبی ادوارد براون صفحه ٤٢٢ از کتاب تاریخ اسلام " دوزی ) ] مستشرق نامی هلندی درباره معتزله چنین نقل می‌کند : " چون درباره احکام شرع به تأمل و تفکر پرداختند طرفدار طریقه عقل و استدلال شدند . بدین طریق یکی از مطالب عمده آنها این بود که قرآن در واقع حادث است و خلق شده ولو اینکه این حرف خلاف قول پیغمبر باشد [١] . می‌گفتند لازمه قدیم و غیر مخلوق بودن قرآن آن است که دو موجود ازلی و ابدی قائل شویم ، همینکه قرآن یعنی کلام خدا را در زمره مخلوقات به شمار آوریم ، دیگر نمی‌توان آن را متعلق به ذات پروردگار دانست ، زیرا ذات‌ پروردگار لایتغیر است " [٢] .
بدین طریق به تدریج اساس نزول وحی متزلزل گشت و بسیاری


[١] این مستشرق عالیقدر تلویحا می‌خواهد بفهماند که اشاعره ، عقیده قدیم‌ بودن قرآن را از کلام پیغمبر اخذ کرده بودند و معتزله با توجه به اینکه‌ پیغمبر اکرم چنین سخنی فرموده است ، چون این سخن با عقل و منطق تطبیق‌ نمی‌کرد ، آن را رد کردند . در صفحه ٤١٨ همین کتاب می‌گوید : " . . . عکس این عقیده [ عقیده قابل رؤیت نبودن خداوند ] و همچنین قدیم بودن‌ قرآن و انکار خلق آن ، از عقاید سنت و جماعت [ اشاعره ] بود که در همه‌ امور از نص قرآن تبعیت می‌کردند و از تاویل که مورد توجه و علاقه‌ دشمنانشان بود ، خودداری داشتند " . در صورتی که کوچکترین اشاره‌ای در قرآن کریم به قدیم بودن و مخلوق نبودن آن نشده است و در احادیث منسوب‌ به رسول اکرم نیز حدیثی که نزد معتزله فی‌الجمله احتمال صحت انتساب به‌ رسول اکرم داشته باشد ، در کار نبوده است . [٢] مترجم محترم کتاب در اینجا در ذیل صفحه از طرف جناب آقای‌ فروزانفر تذکر داده‌اند که : " عقیده به خلق قرآن ارتباطی با این مطالب‌ و استنباطات بی‌اساس نویسنده فوق ندارد " .