انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
میکند ، سپس میگوید :
" پس معلوم شد اسلام بیش از سایر ادیان مسأله تقدیر را اهمیت نداده
. حتی به قدر علمای معاصر که در پیروی از اقوال لاپلاس و لیب نیتس
اهمیت به این مسأله دادهاند ، اسلام این قدر هم آن را قابل توجه قرار
نداده است " [١] .
گوستاولوبون قبول میکند که عقیده به تقدیر مستلزم جبر و نفی اختیار
است ، ولی میگوید در تمام ادیان و بسیاری از سیستمهای فلسفی این عقیده
هست ، اختصاص به قرآن ندارد .
ویل دورانت در تاریخ تمدن پس از آنکه مضمون آیاتی از قرآن را در
زمینه شمول و عمومیت علم و مشیت الهی نقل میکند ، و نیز به حدیث
معروفی که در صحیح بخاری است اشاره میکند ، میگوید :
" این اعتقاد به قضا و قدر ، جبریگری را از لوازم تفکر اسلامی کرده
است . . . " [٢] .
خوب است سخنی هم از آقای دومینیک سوردل گوش کنیم . وی در کتابی که
به نام اسلام نوشته و جزء مجموعه " چه میدانم ؟ " منتشر و به فارسی
ترجمه شده است ، میگوید :
" . . . از آغاز دوره اسلامی ، مسلمین به خیال خود تناقضاتی در آن [
قرآن ] یافتند و حتی مطابق حدیثی که در دست است پیغمبر در جواب آنها
فرمود : " به آنچه باعث ناراحتی شما میشود ایمان داشته باشید " .
بعدها مسلمین که نمیخواستند
[١] تمدن اسلام و عرب ، ص ١٤١ و . ١٤٩ [٢] تاریخ تمدن ، ج ١١ ( بخش دوم از کتاب چهارم ) / ص ٤١.