انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
هم نبوده و بعد متکلمین این عقیده را ابداع کردهاند . مثلا در تاریخ آلبرماله جلد سوم فصل ششم صفحه ٩٩ ضمن اظهار نظر درباره اصول دین اسلام چنین میگوید : " اصل اصیل دین اسلام این است : خدا یکی است ، محمد [ ص ] رسول اوست . . . علما و متکلمین اسلام بعدها تعلیم دادند که خداوند قبلا سرنوشت هر کس را معین میکند و مشیت او تغییر ناپذیر است ، این را طریقه جبر گویند . . " . ! گوستاولوبون با لحن دفاع از قرآن ، میگوید : " آنچه در قرآن در این زمینه رسیده است بیش از آنچه در سایر کتب مقدسه آمده است نیست " . آنگاه آیاتی چند از قرآن کریم نقل میکند و پس از یک سلسله بحثها میگوید : " اما اعتقاد به تقدیر که اسلام را در این باب ملزم قرار دادهاند ، این الزام هم مثل سایر الزامات بیپایه و مایه است . ما آیاتی را که در موضوع قضا و قدر [ است ] سابقا از نظر خوانندگان گذرانیدیم . آن آیات بیش از آیاتی نیست که در این خصوص در کتاب مقدس ما درج است . تمام حکما و متکلمین [ مسیحی ] خصوصا لوتر قائلاند که کلیه حوادث و وقایع عالم آنچه هست همه مقدر شده و قابل هیچ گونه تبدیل و تغییر نیست . خود لوتر که مصلح مذهب مسیحی است مینویسد : در این باب شواهدی که از کتاب مقدس در دست میباشد ، تماما منافی و مخالف با مسأله اختیار است و این قرائن و شواهد در بسیاری از موارد کتاب ، موجود ، بلکه تمام کتب پر است از این قبیل امارات " . آنگاه به عقیده تقدیر در میان قدمای روم و یونان اشاره