خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ج - صله رحم
كه بر من عرضه شد، صله رحم تو نسبت به فلان پسر عمويت بود كه مرا خوشحال ساخت. دانستم كه صله رحم تو نسبت به او، مايه تباهىِ عمر او و به پايان رسيدن مهلتش مىشود».
[راوى خبر، داوود، مىگويد:] پسرعمويى داشتم كه دشمن امام عليه السلام، ناصبى و خبيث بود. فهميدم كه وضع او و خانوادهاش خوب نيست. پيش از آنكه به سوى مكّه خارج شوم، براى او خرجى حواله كردم. چون به مدينه رسيدم، امام صادق عليه السلام آن را به من خبر داد.
٧٣٠ الاختصاص- به نقل از على بن حمزه-: موسى بن جعفر عليهما السلام به يعقوب گفت: «... امّا برادرت، در مسافرتش پيش از آنكه به خانوادهاش برسد، مىميرد و تو هم از كار خود، پشيمان خواهى شد؛ چرا كه شما رابطه خويش را از هم بريدهايد؛ پس عمرتان كوتاه شده است».
آن مرد پرسيد: اجل من كىْ است؟
فرمود: «اجل تو فرا رسيده بود، تا آنكه به عمّهات نيكى رساندى.
خداوند هم عمر تو را بيست سال افزود و اجلت را به تأخير انداخت».
٧٣١ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس دوست مىدارد كه خداوند، عمرش را طولانى و روزىاش را گسترده سازد، صله رحم كند.
ر. ك: ص ٤٢١ (اعمال و بركت/ صله رحم).