خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤ - دعوت به مطلق«خير» و«معروف»
نَجدَ الخَيرِ وَ الشَّرِّ؛[١]
راه خير و راه شر.
اين هدايت، همان هدايتِ فطرى است كه قرآن در آيهاى ديگر، از آن به «الهام»، تعبير كرده است:
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها* فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»؛[٢]
سوگند به آن كه نفْس را آفريد و فجور و تقوايش را به او الهام نمود.
«الهامِ تقوا» همان هدايت فطرى به سوى راه خير، و «الهام فجور»، همان هدايت فطرى به سوى راه شر است.
خداوند سبحان، انسان را به گونهاى آفريده كه مىتواند تقوا (خير) و فجور (شر) را تمييز دهد. از اين رو، هر انسانى مىداند كه عدالت، نيكوست و ستم، زشت و بد است؛ احسان به ديگران، نيكوست و تجاوز به حقوق مردم، بد است.
حال اگر اين شناخت و آگاهى از انسان گرفته شود، در واقع، انسانيّت از او سلب شده، و با حيوانات ديگر فرقى نخواهد داشت، و به فرمايش امام على عليه السلام:
مَن لَميَعرِفِ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ، فَهُوَ بِمَنزَلَةِ البَهيمَةِ؛[٣]
هر كس نيك را از بد باز نشناسد، همچون حيوان است.
دعوت به مطلقِ «خير» و «معروف»
به سبب فطرى و بديهى بودنِ معانىِ «خير»، «معروف»، «بِر» و «احسان»، قرآن
[١]. ر. ك: ح ١.
[٢]. شمس، آيه ٧ و ٨.
[٣]. ر. ك: ح ٢.