خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١ - الف - بركت هاى دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله
فرمود: «با اين چه مىكنى؟».
گفت: مىفروشمش.
فرمود: «با پول آن، چه مىكنى؟».
گفت: خرما مىخرم و مىخورم.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «خدايا! در معاملهاش بركت قرار بده!».
گفته مىشد: او هرگز چيزى نخريد، مگر آن كه در آن، سود برد و كارش به آن جا رسيد كه ضربالمثل شد، و گفتند: عبد اللَّه بن جعفرِ بخشنده. مردم مدينه از يكديگر وام مىگرفتند، تا آن كه بخشش عبد اللَّه بن جعفر برسد.
٩١٨ سنن أبى داود- درباره حكيم بن حزام-: پيامبر خدا، دينارى به او داد تا براى ايشان يك قربانى بخرد. او قربانى را به يك دينار خريد و آن را به دو دينار فروخت و برگشت. دوباره يك قربانى به يك دينار خريد و دينار ديگر را براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر خدا هم آن را صدقه داد و براى او دعا كرد كه در تجارتش بركت يابد.
٩١٩ مسند ابن حنبل- به نقل از ابو عمره انصارى-: در جنگها با پيامبر خدا بوديم. مردم، دچار كمبود شدند. از پيامبر خدا اجازه خواستند تا بعضى از شترانِ باركش خود را ذبح كنند و [در عين حال] گفتند:
خداوند، ما را با آن [به مقصد] مىرساند [و در اين صورت، وسيلهاى براى سوارى نخواهيم داشت].
عمر بن خطّاب، چون ديد پيامبر خدا تصميم دارد كه به آنان اجازه دهد تا بعضى شترانشان را ذبح كنند، گفت: اى پيامبر خدا! چگونه خواهد شد، اگر فردا گرسنه و پياده با دشمن رو به رو شويم؟! ولى