خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - فطرى بودن شناخت خير و شر
درآمد
معناىِ: «خير»، «معروف»، «بِر»، «احسان» و «حسنه» كه در مقابلشان «شر»، «منكَر»، «اثم»، «اسائه» و «سيّئه» قرار مىگيرد، روشن و بديهى است.
فطرى بودن شناخت خير و شر
هر كس با هر گرايش اعتقادى و چارچوب فكرى و مذهبى، و به طور فطرى، زيبايىِ «خير» و زشتىِ «شر» را تشخيص مىدهد. به سخن ديگر، شناختِ «خير» و «شر»، با ذات و حقيقت فطرى انسان، درآميخته است، كه آفرينش همه انسانها بدين گونه است كه ذاتاً به «خير» تمايل دارند[١] و از «شر» بيزارند.
از اين رو، امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريف: «وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ؛[٢] او را به دو راه، هدايت كرديم» مىفرمايد:
[١]. در المقاييس است كه: اصل واژه« خير»، گرايش و تمايل است و از اين رو« خير» گفته شده كه همگان به آن گرايش دارند، به خلافِ« شر». در معناى« معروف» نيز گفته است كه: ريشه اين واژه، بر پياپى بودن و پيوند دو چيز با يكديگر، دلالت مىكند و معنايش آرامش و اطمينان است ....« معروف»، از آن رو چنين ناميده شده كه دلها با آن آرامش مىيابد.
[٢]. بلد، آيه ١٠.