نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣
٧٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى عز و جل فرمود : «بنده من! من ، آن جايم كه تو به من گمان برى ، و هر گاه مرا ياد كنى ، من با تو هستم» .
٧٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى عز و جل مى فرمايد : «من با بنده خويش هستم ، هر آن گاه كه او مرا ياد كند و لبانش به ياد من بجنبد» .
٧٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در تورات تحريف ناشده ، نوشته شده است كه موسى عليه السلام از پروردگارش پرسيد و گفت : اى پروردگار من! آيا تو به من نزديكى تا با تو نجوا كنم ، يا دورى تا آوازت دهم؟ خداوند به او وحى فرمود : «اى موسى! من ، همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند» . موسى عليه السلام گفت : در آن روز كه پرده اى جز پرده تو نيست ، چه كسى در پرده توست؟ فرمود : «آنان كه مرا ياد مى كنند و من ، يادشان مى كنم و براى من ، يكديگر را دوست مى دارند و من نيز دوستشان مى دارم . اينان ، كسانى هستند كه هر گاه بخواهم به زمينيان گزندى برسانم ، به ياد ايشان مى رفتم و به خاطر آنان ، گزند را از زمينيان مى گردانم» .
٧٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : موسى بن عمران عليه السلام آن گاه كه با پروردگارش به راز و نياز پرداخت ، گفت : اى پروردگار من! آيا تو از من دورى تا كه آوازت دهم ، يا نزديكى تا آهسته بخوانمت ؟ خداوند عز و جل به او وحى فرمود : «من ، همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند» . موسى عليه السلام گفت : اى پروردگار من! [گاه] در وضعيتى هستم كه تو را ارجمندتر از آن مى دانم كه در آن وضع ، يادت كنم ! فرمود : «اى موسى ! در هر وضعيتى مرا ياد كن» .