نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١
معنا كه شخص مؤمن ، بايد نفس خود را چنان تربيت كند كه ذكر ، مَلَكه او گردد ؛ يعنى ياد خدا به گونه اى در جانش نفوذ كند كه وقتى گناهى براى او پيش مى آيد ، ياد خدا مانع از انجام دادن آن شود و انواع ذكرها مقدّمه پيدايش اين حالت معنوى است .
انواع ذكر
ذكر ، گاه به اعتبار ابزارها و راه آن ، به : ذكر زبان ، ذكر قلب ، ذكر نفس ، ذكر روح ، ذكر عقل ، ذكر معرفت و ذكر سِرّ ، تقسيم مى شود . [١] گاه نيز به اعتبار همراهى دل با زبان ، به : ذكر خالص ـ كه در آن ، قلب ، همراه زبان ذاكر است ـ و ذكر صارف [٢] ـ كه در آن ، ذاكر ، تنها ياد ديگران را نفى مى نمايد ؛ امّا ياد خدا در عمق دل وى وارد نمى گردد ـ ، تقسيم مى شود [٣] . گاه نيز به اعتبار موقعيت ذكر ، به : ياد خدا هنگام انجام دادن واجبات ، ياد خدا هنگام ترك محرّمات ، ياد خدا هنگام مصائب و مشكلات زندگى ، ياد خدا هنگام خشم ، ياد خدا هنگام شادى [٤] و ... تقسيم مى شود . همچنين گاهى ذكر ، به اعتبار آگاهى ديگران از آن ، به : ذكر جَلى [٥] و ذكر
[١] ر . ك : ص ١٢٣ (هفت گونه ياد كردن) .[٢] در بعضى نسخه ها به جاى «ذكر صارف» ، «ذكر صادق» آمده است و شارح مصباح الشريعة (عبد الرزّاق گيلانى) ، در مقام تبيين فرق ذكر خالص و ذكر صادق ، چنين گفته است : «ذكر الهى بر دو قِسم است : يكى ذكرِ خالص [ است ] كه به هيچ نحو ، مشوب به اَغراض نباشد ، نه دنيوى و نه اخروى و چنان كه به نطقِ ظاهر ، به ذكرِ او متنطّق است ، به نطقِ باطن هم به اوامر و نواهىِ او مُذعن و به عظمت و بزرگوارىِ او معتقد باشد . دوم ، ذكرِ صادق است . ذكر صادق ، آن است كه ذاكر ، خدا را به هر صفتى كه ذكر مى كند ، به مقتضاى او عمل كند ، مثل آن كه هر گاه ذكرش «يا كافِىَ المُهِمّات» باشد ، در هيچ مهمّى از مهمّات ، رجوع به غيرِ او نكند و كفايتِ كارهاىِ خود را به او وا گذارد ؛ و همچنين ساير اسما» (مصباح الشريعة : ص ٥٠) .[٣] ر . ك : ص ١٢٣ (ياد كردن خالص و ياد كردن صارف) .[٤] ر . ك : ص ١٢١ (ياد كردن زبانى ، ياد كردن در ...) .[٥] ر . ك : ص ١٢٩ (ياد كردن آشكار) .