نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١
٤٧٢.إحياء علوم الدين : در اخبار داوود عليه السلام آمده است : خداى متعال به او وحى فرمود كه ... : «اى داوود! من ، دل هاى مشتاقان را از خشنودى خود آفريدم ، و آنها را از نور چهره ام برخوردار كردم ...» . داوود عليه السلام گفت : بار پروردگارا ! از چه رو ، بدين مقام از تو دست يافتند؟ فرمود : «از نيك گمانى ، و دست شستن از دنيا و دنياخواهان ، و خلوت ها و راز و نيازهايشان با من . اين ، منزلتى است كه بدان نمى رسد ، مگر كسى كه دنيا و دنياخواهان را رها كند و هيچ ياد آن نكند و دلش را براى من ، خالى گرداند و مرا بر همه آفريدگانم برگزيند . در اين صورت است كه بدو روى مى كنم و جانش را [از ماسواى خود ]تهى مى سازم و پرده ميان خود و او را برمى دارم تا مرا چنان [عيان ]بيند كه بيننده با چشم خود ، چيزى را ببيند» .
٩ / ٢٤
مصونيت از اشتباه
٤٧٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند سبحان فرمود : «هر گاه بدانم كه بنده ام غالبا به ياد من است ، خواست او را به درخواست و راز و نياز با خودم منتقل مى كنم ، و هر گاه بنده ام چنين [همواره خواهان درخواست از من و راز و نياز با من] باشد ، اگر بخواهد اشتباه كند ، مانع اشتباه كردنش مى شوم . اينان ، اولياى حقيقى من اند . اينان ، پهلوانان حقيقى اند» .
ر . ك : ص ٢٥٩ ح ٤٧١ .
٩ / ٢٥
فرود آمدن فرشتگان
٤٧٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، فرشتگانى دارد كه در گذرگاه ها در جستجوى اهل ذكر مى گردند و هر گاه گروهى را بينند كه ذكر خدا مى گويند ، صدا مى زنند كه : بياييد حاجتتان را بگيريد ، و با بال هاى خود ، آنان را تا آسمانِ زيرين درميان مى گيرند . پروردگارشان ـ با آن كه خود از فرشتگان بهتر مى داند ـ از آنان مى پرسد : «بندگانم چه مى گويند؟» . فرشتگان مى گويند : تو را به پاكى و بزرگى مى ستايند و سپاسَت مى گويند و تمجيدت مى كنند . خداوند مى فرمايد : «آيا مرا ديده اند؟» . فرشتگان مى گويند : به خدا سوگند كه تو را نديده اند! خداوند مى فرمايد : «اگر مرا ديده بودند ، چه مى كردند؟» . فرشتگان مى گويند : اگر تو را ديده بودند ، بيشتر بندگى ات مى كردند و بزرگت مى داشتند و تسبيحت مى گفتند . خداوند مى فرمايد : «از من چه مى خواهند؟» . [فرشتگان گويند :] از تو بهشت مى خواهند . خداوند مى فرمايد : «آيا آن را ديده اند؟» . فرشتگان مى گويند : نه ، به خدا سوگند ـ اى پروردگار ـ ، آن را نديده اند . خداوند مى فرمايد : «پس اگر آن را ديده بودند ، چه مى كردند؟» . فرشتگان مى گويند : اگر آن را ديده بودند ، به آن ، آزمندتر و طالب تر و راغب تر مى بودند . خداوند مى فرمايد : «از چه پناه مى برند؟» . فرشتگان مى گويند : از آتشِ دوزخ . خداوند مى فرمايد : «آيا آن را ديده اند؟» . فرشتگان مى گويند : نه به خدا سوگند ـ اى پروردگار ـ ، آن را نديده اند . خداوند مى فرمايد : «پس اگر آن را ديده بودند ، چه مى كردند؟» . فرشتگان مى گويند : اگر آن را ديده بودند ، از آن گريزان تر و بيمناك تر مى بودند . خداوند مى فرمايد : «پس ، گواه باشيد كه آنان را آمرزيدم» . فرشته اى از فرشتگان مى گويد : در ميان ايشان ، فلانى است كه از آنان نيست ؛ بلكه براى حاجتى آمده است . خداوند مى فرمايد : «آنان ، همنشين اند و به بركت آنان ، همنشينشان ، محروم نمى شوند» .