نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٥
اصل ديگر ، سَبْح و سِباحه است به معناى شنا كردن در آب . [١] و «سبحان» ، علَم جنس و اسم مصدر است به معناى تسبيح . خليل بن احمد فراهيدى ، در بيان معناى «سبحان اللّه » مى گويد : سبحان اللّه ، يعنى : منزّه و وارسته دانستن خداوند از هر چيزى كه سزاوار نيست به آن چيز وصف شود . منصوب بودن «سبحانَ» ، به اعتبار قرار گرفتن در موضع فعل است ، به معناى «تسبيحاً للّه » ؛ يعنى : خدا را پاك و منزّه مى دارم . [٢] فيروزآبادى در القاموس آورده : سبحان اللّه ، يعنى : منزّه دانستن خداوند از اين كه زن و فرزندى داشته باشد . كلمه «سبحان» ، معرفه است و نصب آن ، بنا بر مصدر است . يعنى : خداوند را از هر عيب و بدى اى تبرئه مى كنم . يا به معناى شتافتن به سوى او ، يا چالاكى در عبادت اوست . «سبحان مِن كذا» ، يعنى : تعجّب مى كنم از آن . [٣]
تسبيح ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، مادّه «سبح» و برگرفته هاى آن ، ٩٢ بار به كار رفته است . در اين كتاب آسمانى و نيز در احاديث اسلامى ، كلمه «تسبيح» در معناى تنزيه استعمال شده است . ابن اثير مى گويد : كلمه تسبيح ، به صورت هاى مختلف ، در حديث ، تكرار شده است . تسبيح در اصل ، به معناى منزّه و پاك و مبرّا دانستن از نقايص و
[١] معجم مقاييس اللّغة : ج ٣ ص ١٢٥ .[٢] ترتيب العين : ص ٣٥٧ .[٣] القاموس المحيط : ج ١ ص ٢٢٦ .