نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١
٧٨٦.مجمع البيان ـ در باره سخن خداوند متعال : «و شبى دراز ، تس: روايت شده است كه احمد بن محمّد ، از امام رضا عليه السلام در باره اين آيه پرسيد و گفت : مراد از اين تسبيح چيست؟ فرمود : «نماز شب» .
٧٨٧.بحارالأنوار : در صُحُف ادريس عليه السلام آمده است : «اى اُخنوخ! از آنچه تو را به خدا نزديك مى گرداند ، پرسيد . پاسخ اين است كه : با تمام قلبت به پروردگارت ايمان آورده ، به گناهات اعتراف كنى و پس از آن به اين صفات ، آراسته باشى : مهربانى با خلق ، نيك خويى ، ترجيح دادن راستى و راستگويى ، گزاردن حق ، و بخشيدن رضايت مندانه از رزقى كه به تو مى رسد ، و بسيار تسبيح گفتن در شامگاهان و سحرگاهان و كرانه هاى شب و روز (/ در طول شب و روز)» .
٥ / ٣
پس از فرو شدن ستارگان
قرآن
«و در برابر دستور پروردگارت ، شكيبايى پيشه كن كه تو خود در حمايت مايى ، و هنگامى كه [ از خواب ] بر مى خيزى ، به نيايش پروردگارت تسبيح گوى . و [ نيز ] پاره اى از شب در پىِ فروشدن ستارگان ، تسبيحگوىِ او باش» . [١]
[١] «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ * وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَـرَ النُّجُومِ» : «باء» در «بحمده» براى همراهى و مصاحبت است ؛ يعنى پروردگارت را تسبيح و تنزيه كن و همراه با آن ، او را سپاس و ستايش گوى. مراد از «حِينَ تَقُومُ» ، به قولى ، برخاستن از خواب است . به قولى ، برخاستن از خواب قيلوله يا نيم روزى است كه در واقع ، وقت نماز ظهر است . به قولى ، برخاستن از مجلس است . به قولى ، هر نوع برخاستن و از جا بلند شدنى است و بنا به قولى ، برخاستن براى اداى نماز واجب است و به قولى ، برخاستن براى گزاردن هر نمازى است و به قولى : [گزاردن] دو ركعت نماز قبل از نماز صبح است . اين هفت قول را طبرسى آورده است. «وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَبِّحْهُ ؛ در پاره اى از شب ، پروردگارت را تسبيح گوى» ، مراد ، نماز شب است . به قولى هم مراد ، نماز مغرب و عشاست . «وَ إِدْبَـرَ النُّجُومِ» ، به قولى ، مراد از آن ، هنگام ناپديد شدن نور ستارگان بر اثر پرتو صبح است و مقصود ، [گزاردن ]دو ركعت پيش از نماز صبح است . به قولى ، مراد ، نماز صبح است و به قولى ، مراد ، تسبيح گفتن خداى متعال در صبح و شام و غفلت نكردن از ياد اوست (الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٩ ص ٢٤). «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ» ، يعنى از هر مكانى كه برخاستى ، يا از خوابت ، يا براى نماز برخاستى ... . «وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَبِّحْهُ» ؛ زيرا عبادت در شب براى نفسْ ، سخت تر و از ريا ، دورتر است ... . «وَ إِدْبَـرَ النُّجُومِ» ، يعنى آخر شب كه ستارگان ، ناپديد مى شوند (تفسير البيضاوى : ج ٤ ص ٢٠١ ح ٤٨ و ٤٩ ؛ بحار الأنوار : ج ١٦ ص ٢٠٨) .