نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩
٦٤٠.امام على عليه السلام : در شروع هر كارى ، كوچك يا بزرگ ، بگوييد : «بسم اللّه الرحمن الرحيم» .
٦٤١.امام صادق عليه السلام : گفتنِ «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را وا مگذاريد ، هر چند پيش از خواندن شعرى .
٦٤٢.امام صادق عليه السلام : گاه يكى از شيعيان ما ، در آغاز كارى ، گفتنِ «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را ترك مى گويد و از اين رو ، خداوند ، او را به امر ناخوشايندى گرفتار مى سازد تا وى را متوجّه سپاس گزارى از خداوند بزرگ و ثناى او گردانَد و لكّه ننگِ تقصير در ترك «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را از او بزدايد . يك بار عبد اللّه بن يحيى نزد امير مؤمنان رفت . جلو ايشان چهارپايه اى بود و به عبد اللّه فرمود كه روى آن چهارپايه بنشيند . تا عبد اللّه نشست ، چهارپايه كج شد و او به سر افتاد و سرش شكست و خون جارى شد . امير مؤمنان دستور داد آب آوردند و خونش را شست . سپس فرمود : «نزديك من بيا» . عبد اللّه نزديك شد . ايشان دستش را بر شكاف سر او ـ كه از شدّت درد آن ، تاب نمى آورد ـ نهاد و بر آن ، دست كشيد و در آن ، آب دهان انداخت . بلافاصله ، زخم سر به هم آمد ، به طورى كه انگار اصلاً صدمه اى نديده است . سپس امير مؤمنان فرمود : «اى عبد اللّه ! ستايش ، خدا را كه زدودنِ گناهان شيعيان ما را در دنيا با ايجاد رنج و گرفتارى براى آنان قرار داد تا همچنان طاعت هايشان برقرار بماند و براى آنها پاداش داده شوند ...» . عبد اللّه بن يحيى گفت : اى امير مؤمنان! مرا آگاه كردى و آموختى . اكنون اگر صلاح مى دانى، به من بفرما كه چه گناهى مرتكب شده بودم كه به سبب آن ، در اين مجلس تنبيه شدم ، تا ديگر آن را تكرار نكنم . امير مؤمنان فرمود : «وقتى نشستى ، نگفتى : بسم اللّه الرحمن الرحيم . پس خداوند ، اين تنبيه را براى غفلت تو از كارى قرار داد كه به آن فرا خوانده شده اى ، تا با اين وسيله ، تو را [از اين گناه] پاك گرداند . مگر نمى دانى كه پيامبر خدا برايم گفت كه خداوند عز و جل فرمود : هر كار مهمّى كه در آن ، بسم اللّه گفته نشود ، ناقص است ؟!» . عبد اللّه بن يحيى گفت : بله ، پدر و مادرم به فدايت ! از اين پس ، آن را ترك نمى كنم . امير مؤمنان فرمود : «در اين صورت ، محفوظ و خوش بخت خواهى بود» .