حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣
٦ / ١٠
مَثَل مؤمن و برادرش
٥٠٦٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حكايت مؤمن و برادرش، حكايت دو كفِ دست است كه يكى از آنها ديگرى را تميز مى كند.
٥٠٧٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حكايت مؤمنان در دوستى و مهربانى با يكديگر و دلسوزى براى يكديگر، حكايت پيكر [آدمى] است كه هر گاه عضوى از آن به درد آيد، ساير اعضاى بدن با شب نخوابيدن و تبدار شدن، با آن همدردى مى كنند.
٥٠٧١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مَثَل مؤمنى كه حقوق برادران مؤمن خويش را رعايت نمى كند، مَثَل كسى است كه تمام حواسّ او سالم است؛ امّا با عقلش نمى انديشد، با چشمش نمى بيند، با گوشش نمى شنود، با زبانش مشكل خود را نمى گويد، با بيان دلايلش گزندها را از خود دور نمى كند، با دست خود به چيزى حمله نمى كند، و با پاى خود به طرف چيزى نمى شتابد. چنين كسى يك تكّه گوشت بى خاصيت است و آماج هر گونه گزندى. همچنين است مؤمن، كه هر گاه حقوق برادران خود را ناديده بگيرد، ثواب [رعايت] حقوق آنان را از دست مى دهد و مانند تشنه اى خواهد بود كه در برابرش آب خنكى است و از آن ننوشد تا از بين برود... . هر نعمتى از او سلب مى شود و به هر آفتى مبتلا مى گردد.
٦ / ١١
مَثَلِ به پا دارنده حدود خدا و مسامحه گر در آن
٥٠٧٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حكايت به پادارنده حدود خدا و مسامحه گر در آن، حكايت قومى است كه بر سر تقسيم جا در كشتى قرعه بزنند و قسمت بالاى كشتى(عرشه آن) به نام عدّه اى در آيد و پايين آن به نام عدّه اى ديگر و افراد طبقه زيرين، هر گاه بخواهند آب بردارند، بايد از كنار بالايى ها بگذرند. پس، سرنشينان عرشه كشتى بگويند: «ما به آنها اجازه نمى دهيم بالا بيايند و موجب اذيّت ما بشوند» و سرنشينان طبقه پايين بگويند: «بهتر است در قسمت خودمان سوراخى ايجاد كنيم و بالايى هايمان را اذيّت نكنيم». در اين صورت، اگر سرنشينان عرشه بگذارند كه اين عدّه كار خودشان را انجام دهند، همگى از بين مى روند و اگر جلوى آنها را بگيرند، هم آنان و هم خودشان، همگى نجات مى يابند.