حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١
٥٠٣٣.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از براء بن عازب ـ: به پيامبر خدا خبر داده شد و گفته شد : اى پيامبر خدا! ابو سفيان بن حارث بن عبد المطّلب ، به تو دشنام مى دهد . ابن رواحه گفت : اى پيامبر خدا! درباره او به من، اجازه بده . [شعرى كه در ابتدايش] فرمود : «آيا تو : ثبّت اللّه (خداوند ، ثابت نگاه دارد) [آمده] ، گفته اى؟» . ابن رواحه گفت : آرى ، اى پيامبر خدا! چنين گفتم : خداوند ، نيكويى اى را كه به تو عطا كرده ، ثابت نگاه دارد / چنان كه به موسى عليه السلام ثبات بخشيده است و به سانِ آنان كه يارى شدند ، يارى نصيب شما گردد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «و خداوند همين طور براى تو خير پيش بياورد» . آن گاه كعب از جا برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! به من اجازه دهيد [تا جوابش را بدهم] . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «تو همانى كه همّت كرد را گفته اى ؟» . گفت : آرى ، اى پيامبر خدا ! گفته ام : همّت كرد كه بر پروردگارش چيره شود / ولى آن چيره بر هر چيره ، چيره مى شود . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خداوند ، اين را از تو ، فراموش نكرده است» .
٥ / ٣
قلم
قرآن
«همان كس كه به وسيله قلم آموخت» .