حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧
٥٠١٠.صحيح ابن خزيمة ـ به نقل از طارق محاربى ـ: پيامبر خدا را در حالى كه جامه اى سرخ فام برتن داشت ، ديدم كه از بازار ذو المَجاز مى گذشت و مى فرمود : «اى مردم! بگوييد : خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد» . در اين هنگام ، مردى به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله سنگ پرتاب كرد و استخوان قوزك و پىِ پاشنه پاى ايشان را خونين كرد و در اين حال مى گفت : اى مردم! از او پيروى نكنيد كه دروغگوست! من گفتم : اين شخص كيست؟ گفتند : جوانى از فرزندان عبد المطّلب است. گفتم : اين شخص كه او را دنبال كرده و به او سنگ پرتاب مى كند ، كيست؟ گفتند : اين ، عبد العزّى ابو لهب است .
٥٠١١.المعجم الكبير ـ به نقل از منيب ـ: در دوران جاهليت ، پيامبر خدا را ديدم كه خطاب به مردم مى گفت : «بگوييد : خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد» . برخى بر چهره ايشان ، آب دهان انداختند و برخى بر روى ايشان ، خاك ريختند و برخى او را دشنام مى دادند تا آن كه روز به نيمه رسيد . آن گاه ، دختركى با كاسه بزرگى آب ، نزد او آمد و پيامبر خدا ، چهره و دستانش را شست و گفت : «دختركم! از تنگ دستى و بى كسىِ پدرت ، بيمى به خود راه مده» . پرسيدم : اين زن كيست؟ گفتند : زينب ، دختر پيامبر خداست . او دخترى زيبا بود .
٥٠١٢.صحيح البخارى ـ به نقل از عبد اللّه ـ: گويى پيامبر صلى الله عليه و آله را مى بينم كه چون ديگر پيامبران ، از طرف قومش مضروب و خونين مى شود و در حالى كه خون را از چهره اش پاك مى كند ، مى گويد : «بار خدايا! قومِ مرا ببخش كه نمى دانند» .
و ـ خيرخواهى
قرآن
«پيام هاى پروردگارم را به شما مى رسانم و براى شما خيرخواهى امينم» .
«پيام هاى پروردگارم را به شما مى رسانم و اندرزتان مى دهم و چيزهايى از خدا مى دانم كه [ شما ] نمى دانيد» .