حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥
٤٩٥١.بحار الأنوار ـ به نقل از زيد بن اَرقَم ـ: همراه پيامبر خدا ، پس از انجام دادن حج ، خارج شديم تا آن كه در جُحفه به غدير خم رسيديم . [پيامبر صلى الله عليه و آله ] نماز ظهر را اقامه كرد . آن گاه ، براى خطابه در ميان ما برخاست و فرمود : «اى مردم! آيا مى شنويد؟ من ، فرستاده خدا به سوى شما هستم . من به زودى [به سوى خدا] فرا خوانده خواهم شد و از من و از شما سؤال خواهد شد. از من ، پرسش خواهد شد كه آيا به شما ابلاغ كرده ام ، و از شما خواهند پرسيد : آيا به شما ابلاغ شده است؟ در اين صورت ، شما چه خواهيد گفت؟». گفتيم : اى پيامبر خدا! تو ابلاغ كردى و كوشش نمودى . فرمود : «خدايا! گواه باش ، و من از جمله گواهان خواهم بود» .
٤٩٥٢.مسند ابن حنبل ـ به نقل از سَمَرة بن جُندب ـ: پيامبر خدا فرمود : «اى مردم! شما را به خدا سوگند مى دهم ، اگر مى دانيد كه من در رساندن چيزى از رسالت هاى پروردگارم كوتاهى كرده ام ، مرا از آن ، باخبر سازيد تا رسالت هاى پروردگارم را چنان كه شايسته رساندن است ، ابلاغ كنم و اگر مى دانيد كه من ، رسالت هاى پروردگارم را رسانده ام ، مرا از آن ، باخبر كنيد» . اشخاصى برخاستند و گفتند : گواهى مى دهيم كه تو ، رسالت هاى پروردگارت را ابلاغ كرده اى و براى امّتت ، خيرخواهى كرده اى و آنچه بر عهده داشته اى، ادا كرده اى .
٤٩٥٣.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از اَ نَس ـ: آخرين سخنى كه پيامبر خدا فرمود ، اين جمله بود : «اى پروردگارِ باجلالت و بلندمرتبه! ابلاغ كردم» و آن گاه ، جان به جان آفرين ، تسليم كرد .