حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٣
٥٢٩٤.المعجم الكبير ـ به نقل از اسد بن وداعه ـ: مردى به نام جُزء ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! خانواده ام مرا خشمگين مى سازند . با چه چيزى آنان را مجازات كنم ؟ فرمود : «درگذر» . سپس بار دوم گفت ، تا اين كه سه بار تكرار كرد . پيامبر خدا فرمود : «پس اگر مجازات مى كنى ، فقط به اندازه اشتباه ، مجازات كن و از [زدن به] صورت، بپرهيز» .
ب ـ قاطعيت و عدم سازشكارى
قرآن
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن، مردم و سنگ هاست، حفظ كنيد. بر آن [ آتش ] ، فرشتگانى خشن [ و ]سختگير [ گمارده شده ]اند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپيچى نمى كنند و آنچه را كه دستور دارند، انجام مى دهند».
حديث
٥٢٩٥.صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ: وقتى اين آيه نازل شد كه : «و خويشان نزديكت را هشدار ده» ، پيامبر خدا ، قريش را دعوت كرد و آنان جمع شدند . سپس به همه و به يكايك فرمود : «اى فرزندان كعب بن لُؤَى ! [١] خودتان را از آتش ، نجات دهيد . اى فرزندان مُرّة بن كعب ! [٢] خودتان را از آتش ، نجات دهيد . اى فرزندان عبد شمس ! خودتان را از آتش ، نجات دهيد . اى فرزندان عبد مناف ! خودتان را از آتش ، نجات دهيد . اى فرزندان هاشم ! [٣] خودتان را از آتش ، نجات دهيد . اى فرزندان عبد المطّلب ! [٤] خودتان را از آتش ، نجات دهيد . اى فاطمه ! [٥] خودت را از آتش ، نجات ده ؛ چرا كه من از جانب خداوند ، هيچ چيز را براى شما تضمين نمى كنم ، جز اين كه شما حقّ خويشاوندى اى داريد كه من بدان، با شما [در دنيا ]ارتباط دارم [و به كار آخرت نمى آيد]».
[١] كعب بن لؤى ، جدّ هفتم پيامبر خداست .[٢] مرّة بن كعب ، جدّ ششم پيامبر خداست .[٣] هاشم ، پسر بزرگ عبد مناف بود كه بعد از پدر ، شرافتى فراوان يافت و سروَر بطحا گشت . وى ، جدّ دوم پيامبر خداست .[٤] عبد المطّلب ، فرزند هاشم است كه در ميان قومش سيادت و رياستى فراگير يافت و به توحيد و معاد ، باور داشت . لذا او را ابراهيمِ دوم ناميدند . وى ، جدّ اوّل پيامبر خداست .[٥] نظر به اين كه فاطمه زهرا عليهاالسلام در اين تاريخ (يوم الدار / سال سوم بعثت) ، يا متولّد نشده بوده و يا طفلى بيش نبوده است ، محتمل است كه مقصود از «فاطمه» در اين جا ، فاطمه اى ديگر از قريش يا بنى هاشم (مثل : فاطمه بنت اسد ، مادر خوانده پيامبر خدا) باشد . م .