اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٦
پيداست كه اگر برخى از اعضاى اين خانواده، بخش وسيعى از آن اموال را كه افزون بر نياز آنان است، در قالب معاملات شرعى و به عنوان سود، از دسترس ديگران خارج كنند، چه بسا ديگر اعضا موفق به تأمين نيازمنديهاى خود نشوند. هر چند خود اين عدّه معدود نيز توان و ظرفيّت بهره بردارى از همه آن داراييها را نخواهند داشت.
در اين صورت آيا بهتر نيست، چنين افرادى با صرف نظر كردن از اخذ سود، از آنچه به آن نياز ندارند، به طور موقّت چشم بپوشند و آن را براى روزى كه بشدّت به آن محتاج خواهند شد (برزخ و قيامت)، ذخيره كنند. «١» - در غير اين صورت به سود اندك اكتفا كنند. به اين معنا كه اگر با مقدار معيّنى از سود، هزينههاى زندگى آنان تأمين مىشود، به همان مقدار بسنده نمايند.
بسيارى از فقهاى بزرگوار ما پس از آن كه براى سود گرفتن از مؤمنان، قائل به كراهت شدهاند، اخذ سود به مقدار اندك و در حد رفع نيازمنديهاى روزانه را از دايره كراهت، خارج دانستهاند. از جمله مرحوم شهيد اول مىفرمايد:
«... الَّا مَعَ الْحاجَةِ فَأَخَذَ مِنْهُمْ نَفَقَةَ يَوْمٍ مُوَزِّعَةً عَلَى الْمُعامِلينَ ...» «٢» - سود گرفتن از مؤمنان مكروه است- مگر در حال نيازمندى، كه در اين صورت، تنها هزينه يك روز خود را بر مشتريان تقسيم كرده و از ايشان سود مىستاند.
تصوّر كنيد اگر بازاريان مسلمان در مبادلاتى كه با آحاد جامعه اسلامى دارند، تنها به نياز زندگى روزانه خود اكتفا كنند، يا به مقدار خدمتى كه انجام مىدهند، دريافت دارند، روحيّه حرص و افزون طلبى بر آنان حاكم نباشد و در يك كلام مفهوم تجارت و مبادلات اقتصادى در فرهنگ جامعه به جاى ابزارى براى تملّك ثروت بيشتر، به معناى نوعى خدمت مفيد و سازنده تلقّى شود، چقدر زمينه براى محبّت، اعتماد و تحكيم اخوّت فراهم خواهد شد و مردم از تورّم و گرانى روز افزون مصونيّت خواهند يافت.