اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠٤

مقدّس‌نما رد و بدل شده، دقّت كنيد:
آن حضرت به طور ناشناس، در پى مردِ مريد بازى روان شد تا خود شاهد كارهايش باشد، مشاهده كرد كه آن مرد به طور پنهانى دو قرص نان از يك نانوايى برداشت ...
سپس از يك دكان بقّالى نيز به همان ترتيب، دو عدد انار سرقت كرد! سپس بر بالين بيمارى حاضر شد و آن نان و انار را به آن بيمار بخشيد و رفت. امام در جايى خلوت با او رو به رو شد و فرمود:
- من تعريف و خوبى تو را شنيده بودم، ولى امروز ديدم كه از نانوايى و بقّالى، نان و انار سرقت كردى! مى‌خواستم دليل آن را بدانم؟
- تو كيستى و اهل كجايى؟
- اهل مدينه و از خاندان پيامبرم.
- به نظرم اخلاق اقتصادى(ج‌١) ١١٠ حقيقت سخاوت ص : ١٠٩ جعفر بن محمد باشى. ولى حيف كه با انتساب به رسول خدا (ص) از دين جدّت خبر ندارى! - بلى [جعفر بن محمدم،] ولى چطور از دين جدّم بى‌خبرم؟
- خداوند در قرآن فرموده است: «هر كس كار نيك انجام دهد، ده برابر پاداش دارد و هر كس كار بد انجام دهد به همان ميزان كيفر مى‌بيند.» من دو قرص نان و دو عدد انار دزديدم و دو دو تا مى‌شود چهار تا بدى. در عوض، آن چهار تا را صدقه دادم مى‌شود چهل‌تا نيكى، در نتيجه ٣٦ تا حسنه برايم باقى مى‌ماند! - داغت به دل مادرت بنشيند. اين تو هستى كه از كتاب خدا سردر نمى‌آورى! او فرموده «انَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ» «١» تو با دزدى آن نان و انار، چهار گناه مرتكب شدى و با مصرف غاصبانه آنها، چهار گناه ديگر نيز به آن افزودى، نه اينكه چهل حسنه به دست آورده‌باشى!؟ «٢»