اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٢٥
قبول كار و مسؤوليّت در حدّ توان در توليد، چون ديگر امور اجتماعى و سياسى، توان كارى، تجربه و تخصّص افراد، يك اصل مهمّ تلقّى مىشود؛ كارها، مديريّتها و مسؤوليتها بايد بر پايه اين اصل انجام گيرد و گرنه هيچ كارى موفّقيّت آميز نخواهد بود. هر كس بايد در حدّ توان فكرى و جسمى خود، كارى را بر عهده گيرد تا بتواند آن را بدرستى و كامل انجام دهد و نياز به تكرار و انجام مجدّد نيفتد، وقت و سرمايه به هدر نرود و در توليد وقفهاى حاصل نگردد؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
ابن مسعود! هر گاه كارى را انجام مىدهى با علم و انديشه انجام ده، مبادا عملى را بدون تدبير و آگاهى انجام دهى كه خداوند فرموده است:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ انْكاثاً» «١» همانند آن زن [سبك مغز] نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را، پس از استحكام وامىتابيد. «٢» اگر كسى مسؤوليتى را بپذيرد كه شايستگى و قدرت لازم را ندارد، تير به تاريكى انداخته و دست به خيانت زده است، مانند كسى كه از پشت بام به خانهاى وارد شده باشد كه ورودش مشكل و بيرون رفتنش مشكلتر خواهد بود؛ امام باقر عليهالسلام در تفسير آيه ١٨٩ بقره مىفرمايد:
« [اينكه قرآن فرموده است]: «وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ابْوابِها» (از دربها به خانهها درآييد) مقصود اين است كه كارها را از راه درست و مجراى صحيح خود انجام دهيد. «٣» در منطق دين، كشاورز، مهندس، مدير وكارگرى كه به جهت نداشتنآمادگيهاى لازم، نتواند كارش را به خوبى انجام دهد، خيانتكار خوانده شده است؛ امام صادقعليهالسلام مىفرمايد: