اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤١

فصل دوّم: اخلاق اقتصادى در مبادلات‌ به خلاف آنچه امروزه در جهان غرب و نظامهاى سرمايه‌دارى معمول است كه پيشرفت و شكوفايى اقتصادى يك هدف اصلى و ارزشمند شمرده مى‌شود، اسلام در مورد اقتصاد، ديدگاه ديگرى دارد: اسلام به پيشرفت اقتصادى به عنوان يك هدف نهايى نگاه نمى‌كند، بلكه يك اقتصاد خوب و شكوفا را زمينه ساز رفاه و بهروزى مردم مى‌شمارد و رفاه و بهروزى جامعه را نيز به نوبه خود، ابزارى براى ارتقاى معنويّات و بعد انسانى آن به حساب مى‌آورد. به همين دليل هر عاملى را كه از هر طريق و با هر وسيله موجب رشد و شكوفايى اقتصادى شود به رسميّت نمى‌شناسند؛ بلكه تنها عوامل و اقداماتى را در اين جهت تأييد مى‌كند كه با آن هدف غايى- رشد و تعالى معنوى- انسان سازگار بوده و به آن لطمه وارد نسازد.
اين معيار عام بر همه فعاليّتهاى اقتصادى از جمله مبادلات بازرگانى حاكميّت دارد و بايدها و نبايدهايى را موجب مى‌گردد.
ضوابطى كه اسلام براى مبادلات اقتصادى مسلمانان تعيين كرده، تنها به مشتى احكام مستحب و مكروه، محدود نمى‌شود، بلكه بخش وسيعى از واجبات و محرّمات شرعى را نيز در بر مى‌گيرد. همچنين اسلام در بيان اين معيارها تنها به پاره‌اى كلّيات اكتفا نكرده، بلكه در جزئى‌ترين مسائل مربوط به مبادلات اقتصادى نيز وارد شده و حكم هر يك را به روشنى بيان داشته است.
رعايت دقيق آداب تجارت اسلامى موجب مى‌شود كه مسلمانان اقتصاد و بازارى سالم و سودمند داشته باشند و در عين حال، ضمن انجام معاملات روزانه، بتدريج رشد معنوى و