اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩١

گرهى از كار او باز نمى‌كنند و از سوى ديگر ثروتى را كه از آنِ همه انسانهاست، بدون استفاده متراكم ساخته و مشكلات متعدّدى براى جامعه بشرى فراهم مى‌آورد، علاوه بر اينكه ثروتمندان و زراندوزان را از جهات مختلف به طغيان، فساد، جنايت، حق‌كشى، آدم كشى و ... وادار مى‌نمايد.
پس اسلام حق دارد كه در آيات و روايات متعدد چنين استغنايى را محكوم و ممنوع اعلام كند و آن را نكوهش نمايد.
رابطه فقرا و اغنيا از ديدگاه توحيد و عرفان ناب اسلامى، نه ثروت و مكنت نشانه برترى و محبوبيت ثروتمند نزد خداست و نه فقر و تهيدستى علامت بى‌ارزشى فقير و كم‌لطفى خدا نسبت به اوست؛ بلكه هر يك از فقر و غنا در گردونه آفرينش بر محور حكمت و علم خدا مى‌چرخد و مى‌تواند ابزار آزمايش انسانها نيز به حساب آيد و آنچه در اين ميان، محك ارزش و ضد ارزش قرار مى‌گيرد، ايمان و عمل صالح است و مؤمن نيز موظّف است چه در تهيدستى و چه بى‌نيازى، با خدا و دين او رابطه تنگاتنگ داشته باشد و ارتباط اين دو قشر نيز بايد بر محور ياد شده تنظيم گردد؛ فقير با اتكاى به خدا و حفظ عزّت و مناعت خويش، به ثروتمند مؤمن به عنوان يك انسان بنگرد و ثروت و حرمتش را محترم شمارد، ولى هرگز او را به خاطر موقعيت مالى، تمجيد و تكريم نكند، از سوى ديگر هيچ ثروتمندى مجاز نيست درويشان را به خاطر تهيدستى تحقير كند. يا هنگام كمك به مستمندى آن را خوار شمارد و يا خود را بهتر از او بداند؛ بلكه به تعبير امير مؤمنان صلوات اللّه عليه:
«مَا احْسَنَ تَواضُعَ الْغَنِىِّ لِلْفَقيرِ رَغْبَةً فى‌ ثَوابِ اللَّهِ وَ احْسَنَ مِنْهُ تيهُ الْفَقيرِ عَلَى الْغَنِىِّ ثِقَةً بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» «١» چه نيكوست فروتنى ثروتمند در برابر مستمند، به اميد پاداش الهى و نيكوتر از آن‌