اخلاق اقتصادى(ج1)

اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٥

به هر حال آنچه ذكر شد، مربوط به جايى است كه فرد واقعاً داوطلب خريد كالا نبوده و مقصودش تحريك و تشنه ساختن مشترى براى خريد يا پايين آوردن قيمت به نفع خريدار باشد. ليكن از نظر اسلام، حتّى اگر چنين فردى واقعاً قصد خريد هم داشته باشد باز دخالت او، امرى ناپسند است، زيرا اصول اخلاقى ايجاب مى‌كند كه وقتى كسى اقدام به خريد كالايى كرده و با فروشنده آن وارد مذاكره شده، ديگرى داوطلب خريد آن نشود.
٩- اكتفا به سود اندك‌ نياز انسان و خانواده‌اش به امكانات مادّى از قبيل خوراك، پوشاك، مسكن و ...
محدود است و اغلب افراد، همه آنچه را كه به دست مى‌آورند، مصرف نمى‌كنند. با اين حال غرايزى از قبيل حبّ دنيا، مال دوستى، علاقه به جاودانگى و بيماريهايى همچون حرص، بخل، بيم از فقر، بدگمانى به خداوند و ... سبب مى‌شود كه اكثر انسانها به كسب و جمع آورى اموالى، بيش از حدّ نياز خود و خانواده‌شان بپردازند، در معامله با ديگران مى‌كوشند، اگر خريدارند، تا مى‌توانند ارزانتر بخرند و اگر فروشنده هستند تا سر حدّ امكان گرانتر بفروشند، تا از اين راه سود بيشترى به دست آورند و ثروت بيشترى بيندوزند.
ليكن اسلام، با كنار زدن پرده توهّمات دنياگرايانه، وسعت بخشيدن به ميدان ديد و نگرش انسانها و توجّه دادن آنان به امر آخرت و اين كه آنان در مورد اموالى كه بيش از نياز خويش مى‌اندوزند، خزانه‌دارى بيش نيستند و سرانجام با فرا رسيدن مرگ تمام اين مالكيتهاى اعتبارى از آنان سلب و به ديگرى منتقل خواهد شد، آنان را متقاعد مى‌سازد تا:
- اگر مقدور است از مؤمنان سود نگيرند؛ زيرا مگر نه اين است كه مؤمنان نسبت به يكديگر به منزله اعضاى يك پيكر هستند كه مى‌بايست در سختيها و كمبودها به يارى هم بشتابند.
هرگاه با يك نگاه فراگير و كلّى، جامعه اسلامى را يك خانواده بزرگ فرض كنيم و امكانات مالى موجود در سطح جامعه را تأمين كننده نياز همه آنان بدانيم، به روشنى‌