اخلاق اقتصادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٨٥
١- فقر و غنا بحث «فقر و غنا» از ديرباز در همه كشورها و ملّتها مطرح بوده و در رديف جنجال برانگيزترين مسائل جامعه بشرى قرار گرفته است و هر مكتب و مذهبى طبق مرام و جهان بينى خويش نسبت به آن اظهار نظر و اقدام كرده است.
اسلام نيز اين موضوع را از ابعاد فقهى، كلامى، سياسى، اقتصادى، اخلاقى و ... مورد بررسى قرار داده كه در اينجا تنها به گوشهاى از ابعاد اخلاقى آن نظر مىافكنيم.
تبيين واژهها «١» الف- غنا: غنا به معناى بىنيازى است كه به دو نوع قابل تصور است:
١- بىنيازى مطلق: كه خاصّ خداوند متعال است؛ او در هيچ زمينهاى كمترين نيازى به ديگران ندارد و در عوض همه ماسِوىَاللّه نيازمند اويند.
٢- بىنيازى مالى: كه حداقل آن، تأمين نيازمنديهاى ضرورى زندگى و عدم احتياج به ديگران است و به اصطلاح روى خطّ فقر قرار داشتن، و حداكثر آن نيز بستگى به كوشش و فعاليتهاى اقتصادى افراد دارد.
ب- فقر: فقر نيز در چهار معنا كاربرد دارد:
١- نياز ضرورى تكوينى كه همه ممكنات از جمله انسان بدان متّصفند.
٢- ندارى و درويشى در حد مايحتاج ضرورى زندگى، كه ممكن است با اختيار يا بدون اختيار رخ بنمايد.